تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
مُعَمر مىگويد : پرسيدم : اى ابابكر ، چرا با آنان همراه شدى ، با اينكه اين سخن را شنيدى ؟ ! گفت : اى شخص ، بس كن ! آنان در اموال ( و خوش گذرانى ها ) شان ما را شريك ساختند ، ما هم به خواسته‌هايشان تن داديم « 1 » . در نامه امام سجّاد عليه السلام به زُهرى ، ترسيم حال وى و تنگنايى كه حكومت آن زمان گرفتارش ساخت ، آمده است : خدا ما را از فتنه‌ها مصون دارد و از آتش دوزخ بر تو رحم كند ، در حالى هستى كه سزامند ترحُّمى ! خدا نعمت‌هاى فراوانى بر تو ارزانى داشت ، تنى سالم به تو داد و عمرت را طولانى ساخت و با آگاه ساختن به قرآن وفقاهت در دين و شناختِ سنّت پيامبر ، حجّت‌هايش را بر تو تمام كرد . . . بنگر كه فرداى قيامت چه پاسخى خواهى داشت آن گاه كه در حضور خدا بايستى و از تو بپرسد كه نعمت‌هايش را چگونه پاس داشتى و حجّت‌هايش را چگونه ادا كردى ؟ ! مپندار كه خدا عذرت را مىپذيرد و از تقصيرت درمىگذرد ! اين خيالى است خام ، چنين نيست ، خدا در قرآن از عالمان پيمان گرفت كه : « لنبيننه للناس و لا تكتمونه - آنچه را مىدانند براى مردم تبيين كنند و كتمان نسازند » « 2 » . بدان كه كمترين كتمان و سبك‌ترين گناه تو اين است كه با نزديكى به ظالم و خدمت‌گزارى به او ، وحشت وهراس را از دلش زدودى و راه تجاوز و ستم را برايش هموار ساختى ! چقدر بيمناكم از اينكه فرداى قيامت ، به گناهِ خيانت بازداشت شوى ، و به جرم اعانت بر ظلم گرفتار آيى !
هامش
( 1 ) . مناقب ابن مغازلى : 142 ، حديث 187 ؛ جواهر المطالب 1 : 242 ( پانويس ) ؛ كشف اليقين : 428 . ( 2 ) . آل عمران / 187 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 589 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى