تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
چگونه سنّت با اجبار ( واعمالِ فشار ) تدوين مىگشت وخوب و بد آن بر همه الزامى گرديد ، در حالى كه پيش از آن [ در عهد خلفا ] به شدت از تدوينِ آن جلوگيرى مىشد ؟ ! در شرح صحيح مسلم نَووي آمده است : بَشير عدوى نزد ابن عبّاس آمد ، حديث مىخواند و مىگفت : « قال رسول الله ، قال رسول الله » ابن عبّاس به حديث او گوش نمىداد و به او نمىنگريست . گفت : اى ابن عبّاس ، چرا حديثم را نمىشنوى ؟ از رسول خدا برايت حديث مىخوانم و تو گوش نمىكنى ! ! ابن عبّاس گفت : زمانى تا مىشنيديم مردى مىگفت « قال رسول الله » چشم‌ها وگوش‌هايمان سوى او تيز مىشد ، امّا زمانى كه مردم به هر سره ونا سره‌اى دست يازيدند ، ما جز آنچه را مىشناسيم ازمردم نمىپذيريم « 1 » . آرى ، سياست اموى بر تحريف و تهديد بنا نهاده شد در حين اينكه حقايق نزد محدّثان و حاملان آثار واضح بود ، ولى قدرتِ نماياندنِ آنها را نداشتند . در فتح الباري آمده است : هِشام بن عبدالملك از زهرى خواست كه روايتى بسازد مبنى بر اينكه آيه
. . . وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 2 »
)
( و آن كه بخش عمده‌اى از دروغ‌سازى را بر عهده داشت ، برايش عذابى بزرگ است ) درباره على نازل شده است ، « 3 » . در حالى كه مىبينيم زُهرى به مُعَمّر درباره حضرت على عليه السلام حديثى را روايت مىكند و به او مىگويد : اين حديث را كتمان كن و از غيرِ من پنهان ساز ، چراكه اينان [ امويان ] احدى را در ستايش على و ذكر نام او معذور نمىدارند .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 1 : 13 ، حديث 7 ؛ تهذيب الكمال 4 : 186 . ( 2 ) . نور / 11 . ( 3 ) . فتح البارى 337 - 3 36 : 7 .