تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
چه خيال خامى ! به بقاى كدام نام دل خوش سازم ؟ ! قبيله « تيم » قدرت را به دست گرفت و آنچه را در توان داشت انجام داد ، ولى هنوز نمرده بود كه نامش از ميان رفت مگر اينكه كسى نامى از ابوبكر به ميان آورد . پس از او قبيله « عَدى » فرمان‌روا شد ، ده سال رنج برد و تلاش كرد ، ولى پيش از مرگ ، نامش از ميان رفت مگر كسى اسمى از عُمَر ببرد . براى ابن ابى كبشه « 1 » هر روزه پنج بار بانگ زده مىشود كه : « أشهد أنّ محمّداً رسول الله » ؛ گواهم بر اينكه محمّد رسول خداست . اى بىپدر ، بعد از اين ندا ، كدام عمل باقى مىماند ؟ و چه نامى دوام مىآورد ؟ به خدا سوگند ، چاره‌اى نداريم جز اينكه آنان را يكى پس از ديگرى زنده به گور سازيم « 2 » . و آن گاه كه معاويه به كوفه درآمد ، گفت : به خدا سوگند ، با شما نجنگيدم كه نماز و روزه و حج گزاريد و زكات دهيد ، مىدانم كه اين كارها را انجام مىدهيد ، با شما كارزار كردم تا فرمان‌روايى كنم ، خدا امارت را به من داده بود و شما خوش نداشتيد « 3 » . بنابراين ، چگونه مىتوان احكام را از مصدرى گرفت كه قدر و منزلتِ آن - نزد پيامبر - اين است و از مردى ستانْد كه موضعشان نسبت به رسالت چنين است ؟ با اينكه مىدانيم بعضى از آنها بر زبان پيامبر لَعن شدند . چگونه به مرويات آنها دل آرام گيرد و آنان را بر ذخايرِ سنّت امين بدانيم ، با اينكه مكر و خدعه‌شان را مىشناسيم و آگاهيم بر اينكه چگونه روح عصبيّت و تفرقه را ميان مسلمانان پراكندند ؟ !
هامش
( 1 ) . نام جدّ مادرى پيامبر صلى الله عليه وآله كه معاويه براى تحقيرِ پيامبر صلى الله عليه وآله اين لقب را آورد ( م ) . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه 5 : 130 ( متن از اين مأخذ است ) المسترشد ( طبرى ) : 680 . ( 3 ) . مصنّف ابن ابى شيبه 6 : 187 ، حديث 30556 ؛ تاريخ دمشق 59 : 150 ؛ سير اعلام النبلاء 3 : 147 ؛ البداية والنهاية 8 : 131 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 587 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى