تو مال از دستِ كسى گرفتى كه حق عطا و بخشش نداشت و حق را به حقدار باز نگرداند ! آن گاه كه تو را به خود نزديك ساخت باطلى را رد نكردى و دوستدار كسى شدى كه با خدا دشمنى ميورزد !
آنها تو را براى اين خواستند كه با محوريتِ تو سنگ آسياى ستمگرىهايشان را بچرخانند و تو را پل عبور از بلاها سازند و نردبانى براى گمراهى و بلندگويى براى ستمكارىشان و پيروى براى راهى كه در پيش گرفتهاند !
به وسيله تو مردم را نسبت به علما به شك مىاندازند و دلهاى نابخردان را سوى خود مىكشند !
عملكرد زبدهترين وزيران و قوىترين ياران آنها به پاى كارى كه تو در اصلاح نمايى فساد آنها و رفت و آمد خاص و عام به دربارشان مىكنى ، نمىرسد .
چقدر آنچه را به تو مىدهند در برابر آنچه از تو مىگيرند ، اندك است ! كمترين بهرهها را برايت داشتند و بيشترين ويرانىها را نصيبت ساختند !
به فكر خود باش كه كسى جز خودت غمخوار تو نيست ! خود را حسابرسى كن ، بنگر شكر تو نسبت به كسى كه تو را در خُرد و كلانِ نعمتهايش غرق ساخت ، چگونه است ؟ !
چقدر بيم دارم از اينكه چنان باشى كه خدا در كتابش فرمود : « پس از آنان كسانى ناشايست روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند . . . » « 1 » . . . « 2 » .
معاويه چهار هزار درهم به سَمُرَة بن جندب داد تا روايتى بسازد كه مفاد آن اين باشد كه آيه
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ . . .
« 3 »
)
( و كسانى از انسانها
هامش
( 1 ) . مريم / 59 .
( 2 ) . تحف العقول : 277 .
( 3 ) . بقره / 207 .