تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
آن گاه كه تدوين حديث ، نزد اصحاب تعبّد محض - على رغم كوشش‌هايى كه اركانِ آن را از بين برد - استقرار يافت ، مكتب اجتهاد ضرورى ديد كه دوشادوشِ آنها قافله‌اش را حركت دهد و چيزى در اين عرصه تقديم دارد تا در آينده در قانون گذارى با مشكل رو به رو نشود ؛ زيرا تأخير تدوين به معناى ضايع شدن و نابودى حديث بود . از اين رو هواداران اين مكتب كوشيدند تا بديلى را براى تدوين پديد آورند كه بتواند با مكتب « تعبّد محض » مقابله كند ؛ به همين جهت ، هشام بن عبدالملك - و در نقل ديگر عمر بن عبدالعزيز - به ابن شهاب زُهْرى ( م 124 ه - ) دستور داد كه به تدوينِ سنّت بپردازد .

1 . خلفا و تدوين حديث

از معمّر ، از زُهْرى نقل شده كه گفت : ما كتابتِ علمِ را ناپسند مىدانستيم تا اينكه اين امَرا ما را بر آن واداشتند ، و بر آن شديم كه هيچ كس را از آن منع نكنيم « 1 » . در نقل ديگر آمده است : فرمان‌روايان از من كتابت را خواستند ، برايشان نوشتم ؛ از خدا شرمم آمد كه براى غير ملوك ، حديث ننويسم « 2 » . از ابو المَلِيح حكايت شده كه گفت :
هامش
( 1 ) . تقييد العلم : 107 ؛ الطبقات الكبرى 2 : 389 ؛ و بنگريد به ، البداية والنهاية 9 : 341 . ( 2 ) . جامع بيان العلم وفضله 1 : 77 .