تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
سپس از آن - طبق ادّعاى آنها - منع كرد ؛ چراكه فرمود : « هركس چيزى نوشته آن را محو كند » « 1 » . اين مطلب ، آنچه را كه صبحى صالح و ديگران گفته‌اند نقض مىكند ؛ چراكه وى مىگويد : رسول خدا در آغاز دعوت به اسلام ، از بيمِ اختلاط حديث با قرآن ، تدوين رانهى كرد . امّا چون قرآن تدوين شد ، به تدوينِ حديث اجازه داد « 2 » . از سويى ، دستور منع يك فرمان حكومتى بود كه شرعيّتِ خود را از سنّت به دست نياورده بود ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به صراحت ، مردم را به علم آموزى و نقل حديث و كتابت و تدوين فرامىخواند . آن حضرت بهاى آزادى هريك از اسيران بدر را تعليم كتابت به ده نفر از مسلمانان قرار داد ، و بر نشر احاديث خود تأكيد ميورزيد . سخن صبحى صالح و ديگران ، ثابت مىكند كه تدوين پس از منع پديد آمد ، ليكن خبر گذشته ، عكس آن را - به روشنى - اثبات مىسازد . رسيديم به اينكه منع دو بُعد سياسى و فقهى داشت ، و اختلاف در حديث پيامبر ( افزون بر عوامل مذهبى ) از پيامدهاى اين حكم حكومتى است و . . . همچنين روشن شد كه نظر « گلدزيهر » درست نمىباشد ؛ چراكه مىگويد : اهل رأى ، احاديث نهى از كتابت را جعل كردند و اهل حديث ، به ساخت احاديثى پرداختند كه به ثبت حديث فرامىخواند « 3 » . گرچه نقش داعيانِ رأى ( در زمان پيامبر به طور پنهانى و در زمان حكومت خلفا به طور علنى ) در جعل احاديث نهى ، انكار ناشدنى است ؛ امّا پديده نقل و تدوين حديث ، از پايه‌هاى اسلام به شمار مىرود ، بزرگان صحابه به آن عمل كرده‌اند و رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را
هامش
( 1 ) . صحي - ح مسلم 4 : 2298 ، حديث 3004 ؛ سنن دارمى 1 : 130 ، حديث 450 ؛ مسند احمد 3 : 12 ، حديث 11100 . ( 2 ) . علوم الحديث ومصطلحه : 7 - 9 ؛ السنّة قبل التدوين 53 : 306 - 307 . ( 3 ) . نگاه كنيد به : دراسات فى الحديث النبوى : 82 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 560 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى