با اين سخن ، روشن مىشود كه سخنان اسماعيل ادهم ، توفيق صدقى و رشيد رضا « 1 » ( و منكرانِ سنّتگرايى در پاكستان كه قرآن را بسنده مىدانند ) نتيجه حتمى منع ابوبكر و عُمَر از كتابت و تدوين حديث رسول خداست .
نيز روشن گشت كه توجيه شيخين در منع تدوين و ديگر توجيهاتى كه ديگران ( نويسندگان شيعه و سنّى ، خاورشناسان و . . . ) بافتهاند ، درست نمىباشد ؛ زيرا منع از تدوين در بستر خاصى شكل گرفت كه به رموز خلافت برمىگردد و در راستاى باورهاى پيشين و انگيزههاى شخصى عُمَر پديد آمد و قبل از او در ذهن ابوبكر خلجان مىكرد و بعد از عُمَر ، عثمان و امويان پى مىجستند .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : دراسات فى الحديث النبوى ( اعظمى ) : 32 .