تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
پديده تخطئه خليفه كه آشكارا در عهد عُمَر - نه ديگر خلفا - صورت مىگرفت ، بيانگر اين است كه فتح بابِ « رأى رأيتُه » ( رأى و فتواى من چنين است ) به حدى رسيد كه جلوگيرى از آن ممكن نبود . عالم به احكام از سؤال بيم ندارد ، بلكه دوست مىدارد پرسش شود تا پاسخ دهد . از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود : « سَلوني قبل أن تَفْقِدوني « 1 » » ( پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، از من بپرسيد ) امّا كسى كه از آثار علمى پيامبر صلى الله عليه و آله تهى است ، از سؤال مىترسد ، صَبِيغِ بن عِسْل را براى سؤالاتِ زيادش به تازيانه مىبندد و او را به زندقه ( بىدينى ) متهم مىسازد « 2 » .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ( ابن ابى الحديد ) 13 : 101 - 106 ؛ المستدرك ( حاكم نيشابورى ) 2 : 352 ( 2 ) . بنگريد به ، الإصابه 3 : 459 ، ترجمه 4127 ؛ سنن دارمى 1 : 66 ، حديث 144 ؛ نص - ب الراية 3 : 324 ؛ تفسير قرطبى 17 : 29 ؛ الدرّ المنثور 2 : 152 ؛ فتح القدير 1 : 319 ؛ ت - اريخ دمشق 23 : 411 ؛ كنز العمّال 2 : 334 . امام احمد در كتاب مسائل ( جلد 1 ، ص 478 ، حديث 81 ) مىگويد : ابو عثمان نهدى روايت مىكند كه مردى ( از بنى يربوع يا بنى تميم ) از عمر درباره( الذَّارِياتِ )،( وَ الْمُرْسَلاتِ )،( وَ النَّازِعاتِ )يا بعضى از آنها پرسيد . عمر به او گفت : سرت را برهنه ساز ! در اين هنگام موى زيادى بر سرش نمايان شد . عمر گفت : بدان ! اگر سرت تراشيده مىديدم ، به خدا تو را مىكشتم . سپس به اهل بصره نوشت كه با آن مرد رفت و آمد نكنند و هم سخن نشوند . راوى مىگويد : اگر ما صد نفر در يك جا جمع بوديم و او به طرفمان مىآمد ، پراكنده مىشديم . اسم او صبيغ بن عسل بود . . . در مقابل ، حاكم نيشابورى به اسناد از ابو طفيل روايت مىكند كه گفت : على را بر منبر ديدم كه مىفرمود : « پيش از آنكه مرا براى سؤال نيابيد از من بپرسيد ، و پس از من ، هرگز مانند مرا براى سؤال نخواهيد يافت ! ابن كوّاء برخاست و گفت : اى اميرالمؤمنين معناى( الذَّارِياتِ ذَرْواً) چيست ؟ فرمود : بادها .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 544 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى