امّا حال كه چنين كرديد ، وَبالِ امرتان را بچشيد ! و به زودى ستمگران دريابند كه به كدام بازداشتگاهى برمىگردند « 1 » ؟ !
امام اميرالمؤمنين عليه السلام به ابوذر فرمود :
إنّ القومَ خافوك علي دنياهم ، وخِفْتَهم علي دينك « 2 » ؛
مردم براى دنياشان از تو مىترسند ، و تو به جهت دينت از ايشان بيم دارى !
ابوذر و امثال او ( از پيروان روش تعبّد محض ) بر لزوم پاىبندى به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله كه نزد اهل بيت آن حضرت بود ، تأكيد داشتند ؛ چراكه احاديث فراوانى درباره مكانت حضرت على عليه السلام شنيده بودند . امام على عليه السلام در زمانِ حياتِ پيامبر صلى الله عليه و آله سخنان آن حضرت را تدوين كرد و داراى صحيفه و كتاب جامعه و جفر بود كه در آنها همه آنچه را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد گردآورى كرد ، هر روز دو بار ، صبح و شام ، با پيامبر صلى الله عليه و آله در خلوت مىنشست ، و خود تصريح مىكند به اينكه : دريافت ، هر آيهاى كجا و درباره چه كسى نازل شد و . . .
بعضى از صحابه ، به كلام عُمَر چسبيدند و تدوين احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله را برنتافتند ، بلكه در برابر سخنِ آن حضرت اجتهاد ورزيدند با اين توجيه كه روح تشريع را مىشناسند .
پيش از اين ، سخن ابن عبّاس گذشت كه گفت :
چرا لبّيك اينان را نمىشنوم ؟ !
( راوى مىگويد ) گفتم : از معاويه مى ترسند !
ابن عبّاس از خيمهاش بيرون آمد و گفت : لبّيك اللهمّ لبّيك ، هرچند بينى معاويه به خاك ماليده شود !
پروردگارا ، لعن و نفرينت بر اينان باد ! به جهت دشمنى با على ، سنّت را رها كردند « 3 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 : 171 ؛ بحار الأنوار 27 : 320 ( به نقل از تفسير فرات كوفى با اندكى اختلاف ) .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 130 ؛ روضه كافى 8 : 207 ؛ نيز بنگريد به ، المحاسن 2 : 354 ، باب 12 ، حديث 45 .
( 3 ) . سنن نسائى 5 : 253 ، حديث 3006 ؛ المستدرك على الصحيحين 1 : 636 ، حديث 1706 ؛ سنن بيهقى 5 : 113 ، حديث 9230 ( متن از اين مأخذ است ) .