بازگرداند ] از آنِ خداست ورسول او و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان است ( مقصود از اينها مائيم ) تا اينكه اموال ميان ثروتمندان به گردش درنيايد . و آنچه را كه رسول خدا براى شما آورد بگيريد و از آنچه نهى كرد بازايستيد ، و پرواى خدا را داشته باشيد ( در ظلمِ آل محمّد ) به راستى كه كيفر خدا ( بر كسانى كه بر آل محمّد ستم ورزند ) بس شديد است « 1 » .
متن دوم
شيخ طوسى در تهذيب الأحكام به روايت از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه چون اميرالمؤمنين عليه السلام به كوفه درآمد و به امام حسن عليه السلام دستور داد كه ندا كند كه : « در ماه رمضان نماز [ نافله ] در مسجد به جماعت جايز نمىباشد » امام حسن عليه السلام اين كار را كرد . مردم چون سخن آن حضرت را شنيدند ، فرياد برآوردند كه : « وا عُمَراه ، واعُمَراه ! » ( واى ! سنّت عمر از ميان رفت ! ) چون امام حسن بازگشت ، اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد : اين صدا چيست ؟ آن حضرت پاسخ داد : مردم بانگ مىزنند كه : « وا عمراه ! وا عمراه ! » امام على عليه السلام فرمود : بگو نماز گزارند « 2 » .
از اين دو حديث ، چند نكته به دست مىآيد :
يك : سنّتهايى از سوى خلفا تشريع شده كه حضرت على عليه السلام آنها را برنمىتافت ؛ چراكه بر خلاف سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله بود .
دو : امام عليه السلام كوشيد اين سنّتها را برچيند ، ليكن نتوانست بسيارى از آنها را از ميان بردارد ؛ زيرا جريانِ قدرتمندى از عُمَر حمايت مىكرد و پيرو اجتهادات و نظرات او بود .
سه : اختلاف ميان حضرت على عليه السلام و عمر ، در موضوع خلافت - به تنهايى - منحصر نشد ، بلكه فقه و شريعت را نيز دربر مىگرفت .
هامش
( 1 ) . روضه كافى 8 : 59 ، حديث 21 ؛ بخشهايى از اين حديث در نهج البلاغه ، اصول كافى ، احتجاج طبرسى ، كتاب سليم بن قيس و ديگر منابع آمده است .
( 2 ) . تهذيب الأحكام 3 : 71 ، حديث 227 .