چگونه مىتوان آنچه را كه از ابو سعيد خُدرى رسيده پنهان ساخت ؛ اينكه او هنگامى كه مروان پيش از نماز عيد مىخواست براى خطبه به منبر رود ، جامهاش راكشيد و گفت :
والله [ شريعت را ] دگرگون ساختيد !
مروان پاسخ داد : اى ابو سعيد ، علمِ تو از ميان رفت !
ابو سعيد گفت : به خدا سوگند ، آنچه را من مىدانم از آنچه تو مىدانى بهتر است !
مروان گفت : مردم بعد از نماز نمىايستند ، از اين رو خطبه را پيش از نماز مىخوانم « 1 » !
امام محمّد عبده مىنويسد :
ابتلاى عموم مردم به دروغ پردازى در دولت امويان ، سخن درستى است ؛ ناقلان زياد بودند و صادقان اندك . بسيارى از بزرگان صحابه از نقل حديث خوددارى مىكردند مگر براى كسانى كه به امانتدارى آنها اعتماد داشتند ، از بيم اينكه مبادا به تحريف احاديثى كه از آنان مىشنوند ، دست يازند « 2 » .
خلفاى عبّاسى در لگدمالى شريعت ، كمتر از امويان نبودند ، دين را در راستاى مصلحتِ حكومت و نظام به خدمت گرفتند . منصور مالك را به تدوين سنّت ابوبكر و عُمَر فرا خواند تا مردم را بر آن گرد آورد ، و از ابو حنيفه خواست كه به ستيز فكرى با صادق آل محمّد عليه السلام بپردازد . . . « 3 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 1 : 326 ، حديث 913 ؛ سنن بيهقى 3 : 280 ، حديث 5929 .
( 2 ) . أضواء على السنّة المحمّديّة : 389 ( به نقل از تاريخ الإمام محمّد عبده 2 : 347 ) .
( 3 ) . بنگريد به كتاب وضوء النبى : 349 - 353 .