تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
در اين سخن ، مىنگريم كه ابوذر به تبليغ آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده پاى مىفشارد ، هرچند شمشير بُرّان بر گردنش گذارند ! سائل واژه « فُتيا » ( فتوا ) را مىآورد ، و ابوذر به لفظِ « سَمِعْتُها مِن رسول الله » عدول مىكند . اين امر به روشنى تفاوت ميان دو خط مشى را مىنماياند . آرى ، ابوذر و ديگر پيروان مكتب تعبّد محض ، اين مسئوليّت را حس كردند و تا آخرين نفس در تبليغ سنّتِ رسول خدا كوشيدند . چگونه ابوذر اين سخن را نگويد با آنكه در جاهاى زيادى از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بود كه آن حضرت بيم داشت از اينكه امّتش به جهت كينه‌توزى با حضرت على عليه السلام به گمراهى افتند و از صراط حق دور شوند و به سنّت‌هاى ديگران چنگ زنند . از حَنَش كنانى نقل شده است كه گفت : از ابوذر ، در حالى كه دست به در كعبه آويخته بود ، شنيدم كه مىگفت : اى مردم ، هركه مرا مىشناسد ، منزلتِ مرا مىداند ؛ و هركه من برايش ناشناخته‌ام ، بداند كه من ابوذرم ! شنيدم رسول خدا مىفرمود : مَثَل اهل بيتِ من ، مَثَل كشتى نوح است ؛ هركه بر آن سوار شود نجات مىيابد و هركه تخلُّف ورزد غرق مىشود « 1 » . از ابوذر نقل شده كه گفت : اى امّتى كه پس از پيامبر سر در گم شديد ! بدانيد كه اگر آن را كه خدا مقدّم داشت ، پيش مىانداختيد و آن را كه خدا مؤخّر داشت ، پس مىزديد و ولايت و وراثت را در اهل بيت پيامبرتان اقرار مىكرديد ، از بالا و پايين غرق در نعمت مىشديد و ولى خدا تُهى دست ( و بىياور ) نمىماند و سهمى از فرائض خدا به خطا نمىرفت و هيچ كس در حكم خدا اختلاف نمىكرد مگر اينكه علم آن را نزد ايشان از كتاب خدا و سنّت پيامبرش مىيافت .
هامش
( 1 ) . مستدرك الحاكم 2 : 373 ؛ المعجم الأوسط 5 : 355 ، حديث 5534 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 530 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى