( به هر حال ) چه به آن عمل شود و چه واگذاشته شود ، بر هر كس كه حق را شنيد ، واجب است - در هر حالى - به آن عمل كند .
و نيز احاديثى كه گفته شده بعضى از پيشينيان ، تركش كردهاند ، در بيشتر مواقع ، همان احاديثى نيست كه اين احتجاج گران نيز به خاطر رويگردانى گذشتگان ، آن را ترك كرده باشند ، بلكه اينان آنچه را آنان گرفتهاند ترك كردهاند و به آنچه آنان رها كردهاند چسبيدهاند . از اين رو بر ايشان در ترك بعضى از احاديث توسط برخى از سَلَف ، حجتى نيست ؛ چراكه خودشان نخستين مخالفان در اين راستايند و اول كسانىاند كه آن ترك را باطل مىسازند .
احتجاجى بدتر از اين نيست كه انسان به چيزى كه باطل است بر كسى احتجاج ورزد - كه آن احتجاج را ثابت و درست نمىداند - بلكه آن را باطل مىسازد ؛ چونان ابطال احتجاجگر براى او يا شديدتر از آن .
و نيز اگر افتراى آنان درست باشد كه نزد تارك بعضى از احاديث علمى بوده كه بدان جهت آن را ترك كردهاند ( از اين سخن به خداى بزرگ پناه مىبريم و در پناه او قرار مىدهيم همه كسانى را كه خيرى در حقّشان گمان مىرود از مثل اين نسبتها كه به بزرگانِ اين امّت مقدّس دادهاند ) لازم مىآيد كه فاعلِ آن ، ملعون به لعنت خدا باشد ، خداى متعال مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
« 1 »
؛
كسانى دلايل روشنگر و هدايتى را كه نازل كرديم ( بعد از آنكه آن را در كتابهاى آسمانى تبيين كرديم ) كتمان مىكنند . اينگونه كسان را خدا لعنت مىكند و همه لعن كنندگان نفرينشان مىكنند .
مىگوييم : خدا لعنت كند هركسى را كه از خدا و رسول علمى را بداند و آن را از مردم كتمان سازد ( هركه باشد ) و هركه اين را به صحابه نسبت دهد ، آنان را به بدعت در دين و شريعتفريبى نسبت داده ، كه از كفر شديدتر است .
هامش
( 1 ) . بقره / 159 .