مؤمنان ( راستين ) آناناند كه چون سوى خدا و رسولش دعوت شوند كه ميانِ آنها داورى كند ، گويند : شنيديم و فرمانبَريم . ايناناند كه رستگارند .
و هركه مطيع خدا و پيامبرش باشد و از خدا بترسد و پروا كند ، كامياب است .
سوگندهاى سخت ياد مىكنند كه اگر فرمان صادر كنى [ براى جهاد ] بيرون مىآيند . بگو : سوگند مخوريد ! طاعتى نيك داشته باشيد ، خدا به كارهاتان آگاه است .
بگو : خدا و پيامبر را اطاعت كنيد ! اگر ( از فرمان خدا و پيامبر ) روى گردانيد پيامبرمسئولِ وظيفه خود است وشما مسئولِ تكليفى كه داريد ؛ و اگر شما پيامبر را فرمان بريد ، هدايت مىيابيد ؛ و پيامبر جز روشنگرى وظيفهاى ندارد .
اين آيات محكم ، براى احدى دستاويز نمىگذارد ، خدا در آنها توصيف كارهاى اهل زمانِ ما را بيان مىكند ؛ چراكه مىگويند : ما به خدا و رسول ايمان داريم و مطيع آنها هستيم ، آن گاه دستهاى از ايشان - بعد از اين اقرار - روى برمىگردانند و با آنچه از سوى خدا و رسول آمده مخالفت مى ورزند ! اينان به نصِ حكم خدا مؤمن نيستند .
هنگامى كه به آياتى از قرآن يا حديثى فراخوانده شوند كه بر خلاف تقليد ملعون آنهاست ، از آن روى برمىتابند با اين توجيهات كه : اين مورد عمل نيست ، اين آيه خاص است ، اين حديث متروك مىباشد ، فلانى از عمل به آن ابا ورزيد ، قياس بر خلاف اين است .
و زمانى كه در حديث يا قرآن چيزى بيابند كه با تقليدشان همسوست با آن هر نوع هماهنگى را دارند و حرف به حرفِ آن را معترفانه مىآورند .
واى بر ايشان ، چه انديشهاى در سر دارند ؟ آيا بيماردل و اهل شكاند ؟ يا از ستم خدا و پيامبر مىترسند ؟ اينان همان ستمگراناند كه پروردگار جهانيان به اين نام ، ناميدشان . پس مرگ بر ستمگران باد ! « 1 »
هامش
( 1 ) . الإحكام فى اصول الأحكام 1 : 98 - 99 .