تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و امّا ظلمى كه بعد از صحابه بر اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله جريان يافت ، چنان آشكار است كه جايى براى سرپوش گذاشتن باقى نمىگذارد و چنان زشت و نفرت‌انگيز است كه احتمال اشتباه در آن منتفى است ؛ چراكه جمادات و زبان بسته‌ها هم به آن شهادت مىدهند و موجودات زمين و آسمان برايش گريستند ، كوه‌ها از آن فرو پاشيد و صخره‌ها شكافت و اين كردار زشت در طولِ زمان و گذشتِ روزگاران همچنان باقى است . لعنت خدا بر كسى كه به اين كار دست يازيد يا به آن رضايت داد يا در اين راستا كوشيد ؛ و عذاب آخرت در حقِّ اينان شديدتر و پايدارتر است . اگر گفته شود : بعضى از علماى مذهب ، لعن بر يزيد را جايز نمىدانند با اينكه مىدانند وى مستحق فراتر از لعن است ! مىگوييم : اين كار براى آن است كه اين لعن به بالاتر و پيش‌كسوت‌تر از يزيد كشانده نشود ؛ چنان كه شعار روافض است . . . « 1 » از مهم‌ترين عوامل اين مبانى اختراعى و اصول نادرست ، منع نقل و تدوين حديث مىباشد . اين امر بود كه به رأى ميدان داد تا بر نصوص حكم‌فرما شود . سليمان بن عبدالقوى حنبلى ( م 716 ه - ) در شرح الأربعين مىنويسد : تعارض روايات و نصوص ، سبب اختلافى است كه علما با هم دارند . بعضى از مردم گمان مىكنند كه عامل اصلى اين اختلاف عُمَر است ؛ زيرا صحابه از او خواستند كه اجازه دهد سنّت را تدوين كنند ، وى با اينكه مىدانست پيامبر فرمود : « براى ابو شاة بنويسيد » ، « علم را با كتابت ماندگار سازيد » ، آنان را از تدوين سنّت منع كرد . اگر مىگذاشت كه هريك از صحابه آنچه را از پيامبر شنيده بود مىنوشت ، سنّت ضبط مىشد ، و ميان آخرين نفر امّت و پيامبر جز صحابىاى كه روايتش
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 : 310 .