امّا طهارتِ كتاب مبين و صيانت آن از آنچه گفته شد ، معلوم است ؛ چراكه قرآن از نزد خداى داناست و در نزد او عَلى و حكيم است [ آسمانى است و آكنده از حكمت ] باطل از هيچ سو در آن راه ندارد .
و امّا طهارتِ عترتِ طيّبه ، از آن روست كه خدا پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان ساخت ، نه باطل را بر زبان مىآورند و نه به آن دست مىيازند و نه به آن فرا مىخوانند ؛ اينان همان صادقاناند كه خدا به مؤمنان فرمان داد با آنان باشند « 1 » ، اگر چنين نبود آنان را همتاى قرآن قرار نمىداد ؛ زيرا قرآن را جز پاكان مَس نمىكند « 2 » .
ابن حجر مكّى ، پس از نقل دعائى از امام سجّاد عليه السلام در الصواعق سخنى دارد ، مىگويد :
خَلَفِ اين امّت به كجا پناه مىبرند ؟ اعلامِ اين ملّت از ميان رفت و امّت دچار تفرقه و اختلاف شد ، بعضى بعض ديگر را تكفير مىكنند ، در حالى كه خدا مىفرمايد :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ . . .
« 3 »
؛
چونان كسانى نباشيد كه پس از آمدنِ دلايلِ روشن ، در وادى تفرقه و اختلاف افتادند .
كيست كه بر ابلاغِ حجّت و تأويل حكم ، كانون رجوع باشد مگر همتايانِ كتاب و فرزندان ائمّه هدى و چراغهاى فروزانِ شبهاى تار ؛ كسانى كه خدا بر بندگانش به آنان احتجاج كرد و خلق را رها و بىحجّت وانگذاشت ؟ !
آيا مىتوان يافت و شناخت كه آنان در غير شاخههاى شجره مباركه و بقاياى برگزيدگانى باشند كه خدا پليدى را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان كرد ، و از آفتها آنها را مصون داشت و مودّتشان را در قرآن واجب ساخت « 4 » ؟ !
هامش
( 1 ) 1 . يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و كونوا مع الصادقين ( توبه / 119 )
( 2 ) . جامع أحاديث الشيعه 1 : 83 ( به نقل از نسيم الرياض 3 : 409 ) .
( 3 ) . آل عمران / 105 .
( 4 ) . جامع احاديث الشيعه 1 : 84 ( به نقل از صواعق ، ص 150 ) در چاپ جديد صواعق ( جلد 2 ، ص 444 ) به جاى « الا أعدال الكتاب » ، « إلى أهل الكتاب » آمده است .