جانشين نيكى براى من نسبت به قرآن و عترت باشيد با احترام به آن دو ، و عمل به كتاب خدا و آنچه به نظر اهل علم از آل البيت مىآيد ، بيش از ديگران « 1 » .
نَووى در تعليق بر حديث ثَقَلين مىنويسد :
كتاب و عترت ، ثَقَلَيْن ناميده شدند به جهت عظمت و بزرگى شأنشان ؛ و برخى گفتهاند به علّت سنگينى عمل به آنها ثقلين ناميده شدند « 2 » .
حسين بن محمّد بن عبدالله طِيْبى در
الكاشف عن حقائق السنّة النبويّة
مىگويد :
اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : إنّي تارك فيكم ( من در ميانتان برجاى مىگذارم ) اشاره است به منزلتِ توأمان دو خَلَف ( و بر جاى مانده ) پيامبر « 3 » .
نور الدين سَمْهُودى در جواهر العقدين مىگويد :
از آنجا كه هم قرآنِ عظيم و هم عترتِ طاهره ، معدِن علوم دينى و اسرار و حِكَمِ نفيس شرعى و گنجينههاى دقايق و استخراج حقايقاند ، پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن دو ثقلين اطلاق كرد ، بعضى از احاديثِ ديگر كه در آنها پيامبر [ مردم را ] بر اقتدا و تمسّك و تعلُّم از اهل بيت برمىانگيزاند ، ارشاد به آن است « 4 » .
ابن حَجَر در
الصواعق المحرقة
مىنويسد :
خدا قرآن و عترت را ثقلين ناميد ؛ زيرا « ثقل » هر نفيس خطير مصون است ، و قرآن و عترت چنيناند ، چراكه هر كدام از آنها معدن علوم لَدُنّى و اسرار و حِكَم آسمانى و احكام شرعىاند ؛ به همين جهت ، پيامبر صلى الله عليه و آله بر اقتدا و تمسّك به آنان و تعلّم از ايشان برانگيخت و فرمود :
الحمدُ للّه الذي جَعَلَ فينا الحكمة أهلَ البيت
؛ سپاس خداى را كه حكمت را در ما خاندان قرار داد .
هامش
( 1 ) . التاج الجامع للأُصول 1 : 48 .
( 2 ) . شرح النووى على صحيح مُسلم 15 : 180 ، كتاب الفضائل ، فضائلِ على .
( 3 ) . تحفة الأحوذى 10 : 197 ( به نقل از طيبى ) .
( 4 ) . الصواعق المحرقه 442 : 2 .