تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
سازيد و گرامى بداريد ؛ و آنچه را هريك از آنها روايت مىكنند برايم بنويسيد ، و نام ، نام پدر و عشيره‌اش را يادداشت كنيد « 1 » . و چون فضائل عثمان انتشار يافت ، به آنان نوشت : حديث درباره عثمان فزونى يافت و در هر شهر و سمت و ناحيه شايع است . آن گاه كه نامه‌ام به شما رسيد ، مردم را به نقل فضائل صحابه و خلفاى نخست فرا خوانيد . هيچ خبرى را كه يكى از مسلمانان درباره ابو تراب روايت مىكنند وانگذاريد مگر اينكه خبرى مناقض با آن را درباره صحابه بياوريد « 2 » . اين سخن ، سياستِ معاويه را روشن مىسازد و اينكه وى از همه صحابه - به جز امام على عليه السلام - خشنود بود [ و در دوران او ] حديث سازى شايع شد و در فقه راه يافت . بيهقى روايت مىكند كه : معاويه به گروهى از اصحاب رسول خدا گفت : رسول خدا از استفاده كردن پوست پلنگ براى زين مركب نهى كرد ؟ گفتند : آرى . گفت : من هم گواهم . آيا مىدانيد كه پيامبر از پوشيدن طلا - مگر قطعه‌اى از آن - بازداشت ؟ گفتند : بلى . گفت : آيا مىدانيد كه پيامبر از جمع ميان حج و عمره نهى كرد ؟ گفتند : نه ، به خدا . گفت : به خدا سوگند ، اينها با هم‌اند « 3 » . به معاويه ، نيك بنگريد كه چگونه به روش گام به گام ( و گذر از امور ثابت ) دست مىيازد تا براى ايهام و گمراه سازى ديگران آنچه را مىخواهد به آن بچسباند .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 11 : 44 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه 11 : 45 . ( 3 ) . مسند احمد 4 : 99 ؛ مسند عبد بن حميد : 157 ، حديث 419 ؛ سنن بيهقى 5 : 19 ، حديث 8651 ( متنى كه آورديم از اين مأخذ است ) .