اينك به استمرار جريان اجتهادات و خودرأيى هاى ابوبكر و عمر در دوران معاويه و پس از آن ، مى پردازيم ابن عساكر مىنگارد :
معاويه بر منبر دمشق مىگفت : بپرهيزيد از اينكه از رسول خدا حديث كنيد مگر حديثى كه در دوران عُمَر ذكر شده است « 1 » .
در صحيح مسلم از يَحْصُبى روايت شده كه گفت :
شنيدم معاويه مىگفت : برحذر باشيد از نقل حديث مگر حديثى كه در دوران عُمَر بر زبان آمده است ؛ چراكه عمر مردم را در [ مخالفت با امر و نهى ] خداى بزرگ بيم مىداد « 2 » .
ابن عدى از اسماعيل بن عبيدالله نقل مىكند كه :
معاويه از نقل حديث از رسول خدا نهى مىكرد مگر حديثى كه در زمان عُمَر ذكر شده و عمر آن را امضا كرده است « 3 » .
ابن عساكر از رجاء بن حيوة مىآورد كه گفت :
معاويه از نقل حديث نهىمىكرد ومىگفت : از رسول خدا حديث مكنيد « 4 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق 29 : 274 .
( 2 ) . صحيح مسلم 2 : 718 ، باب النهى عن المسأله ، حديث 1037 ؛ المعجم الكبير 19 : 370 ، حديث 869 ؛ مسند الشاميين 3 : 129 ، حديث 1933 ( با لفظ « إيّاكم وأحاديث رسول الله » ) .
( 3 ) . الكامل 1 : 19 ، باب 14 .
( 4 ) . تاريخ دمشق 59 : 167 .