از سعد بن ابى وقّاص رسيده كه از او درباره « متعه » سؤال شد ، گفت :
ما اين كار را مىكرديم ، در حالى كه اين شخص [ اشاره به معاويه ] در آن زمان به « عرش » كافر بود .
راوى مىگويد : « عُرُش » يعنى خانههاى مكّه « 1 » .
و در روايت ديگر است كه : يعنى معاويه « 2 » .
لفظ « عَرْش » را « عُرُش » قرار دادند تا جمع « عَريش » باشد ( مانند قليب - قُلُب ) و به معناى بيوتِ مكّه « 3 » .
شايد سعد آن را « عَرْش » تلفظ كرده و مرادش اين است كه وى در آن روز به « پروردگارِ عرش » كافر بود .
اين چنين سعد بن ابى وقّاص در بسيارى از جاها با معاويه معارضه كرد . وى از بزرگان صحابه و فاتح عراق است و يكى از اعضاى شورايى است كه عُمَر براى خلافت پس از خود تعيين كرد . امثالِ او - به جهت جايگاهى كه داشتند - مىتوانستند با معاويه مخالفت كنند ، امّا ديگر صحابه نمىتوانستند در برابر اجتهادات معاويه بايستند .
آرى ، سعد و عمران بن حُصَين و عُبادة بن صامت ( و ديگر صحابه مشهور ) مىتوانستند در برابر آراى معاويه - و بسا عثمان و عُمَر - ايستادگى كنند ، ليكن در همان حين ، از قدرتِ آنها مىترسيدند ؛ به ويژه قدرتِ معاويه كه به مكر و نيرنگ مشهور بود . . .
از عِمران بن حُصَين روايت شده كه وى رازى را آشكار ساخت كه در زمان شيخين و عثمان آن را در دل داشت . چون زمانِ مرگش فرارسيد ، آنچه را نزدش بود به « مُطَرِّف » سپرد . مسلم و ديگران از مُطَرِّف حكايت كردهاند كه گفت :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 2 : 897 ، حديث 1225 .
( 2 ) . مسند احمد 1 : 181 ، حديث 1568 ؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم 3 : 324 ، حديث 2841 ؛ فتح البارى 3 : 566 .
( 3 ) . از اين كسان است خطّابى در اصطلاح غلط المحدِّثين : 121 ؛ سيوطى در التطريف فى التصحيف : 31 ؛ و نگاه كنيد به : غريب الحديث ( ابى عبيد ) 21 - 20 : 4 ؛ المشارق 2 : 79 ؛ شرح نووى 8 : 204 ؛ غريب ابن جوزى 2 : 81 .