تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
عُمَر ، در نماز مغرب ، در يكى از دو ركعت اول ، قرائت را ترك كرد و در ركعت سوم آن را قضا كرد و به جَهْر خواند ؛ و عثمان در دو ركعت اولِ نماز عشا قرائت را ترك كرد و در دو ركعتِ پايانى آن ، قضايش را به جا آورد و با صداى بلند خواند « 1 » .

زوجه شخصِ مفقود

ابن شهاب ، از سعيد بن مُسَيَّب ، از عمر ، درباره زنى كه شوهرش ناپيداست روايت مىكند كه گفت : اگر شوهرش زمانى بيايد كه زن ازدواج كرده باشد ، مُخيَّر است ميان آن زن و مَهرِ او ؛ اگر مَهر را برگزيد ، شوهر ديگر بايد آن را بپردازد ؛ و اگر زنش را خواست ، وى بايد عدّه نگه دارد تا حلال شود ، سپس به خانه شوهر اول بازگردد ؛ و مهر زن را بايد آن شوهر ديگر - بدان جهت كه با او زناشويى كرده - بپردازد . ابن شهاب مىگويد : عثمان بعد از عمر ، به همين قضاوت كرد « 2 » .

برگشتِ سهمِ ارث مادر از ثُلث به سُدس

طبرى - در تفسيرش - از طريق شُعبه ، از ابن عبّاس آورده است كه : وى بر عثمان درآمد و گفت : چرا دو برادر ، سهم يك سوم مادر را از ارث به يك ششم برمىگرداند ، خداى متعال مىفرمايد :
فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ
« 3 »
)
« اخَوان » ( دو برادر ) در زبانِ عرب ، به معناى « اخْوه » ( برادران ) نمىباشد ؟ عثمان گفت : نمىتوانم امر شخصِ پيش از خود را نقض كنم ؛ مردم بدين گونه ارث بُردند و در شهرها پراكنده شده‌اند « 4 » . و در روايت حاكم و بيهقى ، عبارت چنين است :
هامش
( 1 ) . بدائع الصنائع 1 : 111 و 172 ؛ المبسوط ( سرخسى ) 1 : 18 و 221 . ( 2 ) . السنن الكبرى 7 : 446 ، حديث 15348 . ( 3 ) . نساء / 11 . ( 4 ) . تفسير طبرى 4 : 278 .