اينكه على فرمود :
« إذا رأيتموه قد ارتحل فارتحلوا » ؛
يعنى با او بكوچيد در حالى كه براى عُمْرَه لبّيك مىگوييد ، تا بداند شما سنّت را بر قولِ او مقدّم مىداريد ، و در مقابل سنّت ، از او اطاعت نمى كنيد « 1 » .
و در خبر ديگر آمده است :
چون على ديد كه عثمان از متعه و جمع ميان حج و عمره نهى مىكند ، به خاطر انجام حج و عمره - با هم - ندا داد .
عثمان گفت : آيا با اينكه من از آن نهى كردم ، اين كار را مىكنى ؟
على گفت : سنّت رسول خدا را به خاطر احدى از مردم وانمىگذارم « 2 » .
سندى در حاشيه بر اين حديث مىنگارد :
يعنى همه مردم را از اين كار باز مىدارم ( چنان كه عمر آنان را نهى كرد ) تو چگونه اين كار را مىكنى و با امر خليفه مخالفت ميورزى ؟
على اشاره كرد به اينكه در آنچه بر خلاف سنّت باشد ( براى دانايان به سنّت ) طاعتى براى احدى نيست ؛ والله أعلم ( و داناى حقيقى خداست ) « 3 » .
و در متن سوّمى هست :
على فرمود : مىخواهى از كارى كه رسول خدا انجام داده ، نهى كنى ؟ !
عثمان گفت : مرا به حال خود واگذار !
على فرمود : نمىتوانم [ بر اين رويه ] رهايت سازم .
هامش
( 1 ) . حاشيه سندى بر نسائى 5 : 152 .
( 2 ) . سنن نسائى 5 : 148 ، حديث 2723 .
( 3 ) . حاشيه سندى 5 : 149 .