مخلوط مىكرد و به بچه شترانش مىخوراند ، گفت : عثمان بن عفّان از قِران ميان حج و عمره نهى مىكند !
على عليه السلام در حالى كه اثر آرد و علف در دستانش نمايان بود ( و اين صحنه را من از ياد نمىبرم ) به راه افتاد تا اينكه بر عثمان درآمد و پرسيد : آيا تو از جمع ميان حج و عمره نهى مىكنى ؟
عثمان گفت : اين يك رأى ( و نظر ) است !
على خشمگين شد در حالى كه براى حج و عمره - با هم - لبّيك مىگفت « 1 » .
و در سنن نسائي از قول سعيد بن مسيّب چنين آمده است :
على عليه السلام و عثمان سوى حج روانه شدند ، چون در راه به جايى رسيديم عثمان از تمتّع نهى كرد .
على گفت : هنگامى كه عثمان رهسپار شد ، روانه شويد . سپس على و اصحاب او براى « عُمره » لبّيك گفتند ، و عثمان آنان را بازنداشت .
على گفت : آيا اين خبر درست است كه تو از « تمتّع » نهى مىكنى ؟
عثمان پاسخ داد : آرى .
على فرمود : مگر نشنيدى كه رسول خدا « تمتّع » مىكرد ؟
عثمان پاسخ داد : چرا « 2 » .
سندى در حاشيه سنن نسائى مىنويسد :
هامش
( 1 ) . الموطّأ 1 : 336 ، حديث 742 .
( 2 ) . سنن نسائى 5 : 152 ، حديث 2733 ؛ سنن دارقطنى 2 : 287 ، حديث 231 ؛ المستدرك على الصحيحين 1 : 644 ، حديث 1735 ( حاكم مىگويد اين حديث صحيح است بر شرط بخارى و مسلم و آن دو نياوردهاند ) .