تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
گفت : نمىخواهم ( علاوه بر ) حياتم ، ( وزر و و بال ) خلافت را پس از مرگم نيز بر دوش كشم « 1 » .

گسترهء هر دو مكتب بعد از عُمَر

دارمى به سندش از مروان بن حكم آورده است كه : چون به عمر درباره ميراث جد طعن زدند ، در اين باره به مشورت پرداخت وگفت : من در ارث جدّ رايى دارم ، اگرمىپسنديد پيروى كنيد . عثمان گفت : اگر رأى تو را پيروى كنيم ، رشد است و اگر رأى شيخ قبل از تو را پيروى كنيم ، صاحب نظر نيكى بود « 2 » . در الطبقات الكبرى آمده است كه محمود بن لبيد گفت : شنيدم عثمان بر منبر مىگفت : براى احدى حلال نيست حديثى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كند كه در دوره ابوبكر و عمر شنيده نشده است « 3 » . از معاويه رسيده كه گفت : اى مردم ، از رسول خدا كمتر روايت كنيد ! اگر ناگزير از حديث هستيد به آنچه در دوره عمر نقل شده ، حديث كنيد « 4 » . و در روايتِ مسلم و احمد ، سخن معاويه چنين است :
هامش
( 1 ) . فتح البارى 7 : 68 ؛ اين سخن را اشخاص زير در كتابشان آورده‌اند ، ابن سعد درطبقاتش ، جلد 3 ، ص 342 ؛ ابو نعيم در حلية الأولياء ، جلد 4 ، ص 152 ؛ ابن عبدالبَرّ در الاستيعاب ، ج 3 ، ص 1154 . ( 2 ) . مصنّف عبدالرزّاق 10 : 263 ؛ سنن دارمى 1 : 159 ، حديث 631 ؛ و جلد 2 ، ص 452 ، حديث 2916 ( متن از اينجاست ) ؛ سنن بيهقى 6 : 246 ، حديث 12201 . ( 3 ) . الطبقات الكبرى 2 : 336 ؛ تاريخ دمشق 39 : 180 ؛ كنز العمّال 10 : 295 ، حديث 29490 ( به نقل از ابن سعد ) . ( 4 ) . مسند الشاميين 3 : 251 ( نشر مؤسسة الرساله ، ط 2 ) ؛ تاريخ دمشق 26 : 382 ؛ كنز العمّال 10 : 291 ، حديث 29473 .