بپرهيزيد از آوردنِ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله مگر حديثى كه در دوران عُمَر ذكر شده است « 1 » .
جمع ميان حج و عمره
احمد در مسندش از عبدالله بن زبير آورده است كه گفت :
به خدا سوگند ، ما در « جُحْفَه » با عثمان همراه بوديم ، گروهى شامى ( كه در ميانشان حبيب بن مسلمه فَهْرى بود ) با او بودند .
عثمان درباره تمتّع به « عُمره » براى حج ، چنين گفت :
وجه تمامتر [ و بهتر ] براى حج و عُمْرَه اين است كه هر دو با هم - در ماههاى حج نباشند ؛ اگر اين عُمره را به تأخير اندازيد تا كعبه را دو بار زيارت كنيد افضل مىباشد ، خداى متعال در خير ، وسعت داده است .
على بن ابى طالب كه در بيابان براى شترش علف مىچيد ، اين سخن عثمان به وى رسيد ، پيش آمد و در برابر عثمان ايستاد و گفت : براى سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و گشايشى كه خداوند در جمع ميان حج و عمره براى بندگانش در كتاب خود مقرر فرموده ، نقشه مى ريزى ؟ ! مردم را در تنگنا مىافكنى و از سنّت باز مىدارى ؛ سنّتى كه براى حاجتمند است و براى كسى كه خانهاش دور مىباشد ؟ !
آن گاه على عليه السلام به حج و عمره - با هم - ندا داد .
عثمان رو به مردم كرد و گفت : آيا من از آن نهى كردم ؟ ! من از آن باز نداشتم ، تنها به رأى خود اشاره كردم ؛ هركه خواهد برگيرد ، و هركه خواست وانهد « 2 » .
در مُوَطّأ مالك ، به نقل از جعفر بن محمّد ، از پدرش آمده است كه فرمود :
مقداد بن اسود بر على بن ابى طالب در « سُقيا » ( آبادىاى در راه مكّه يا منزلى ميان مكّه و مدينه ) وارد شد در حالى كه آن حضرت نوعى برگ علف را با آرد
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 2 : 718 ، حديث 1037 ؛ مسند احمد 4 : 99 ؛ المعجم الكبير 19 : 370 ، حديث 869 .
( 2 ) . مسند احمد 1 : 92 ، حديث 707 ؛ الاحكام ( ابن حزم ) 6 : 219 .