تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ما درباره ابن عمر در كتاب وضوء النبي سخن گفتيم و بيان داشتيم كه او نَمُرد مگر اينكه با اكثريت و رويكرد عمومى خلافت همسو گرديد و بر رأيى كه در عهد پدرش پىريزى شد ، گردن نهاد . عبدالله بر مسح دو پا قائل بود و با مسح بر روى كفش مخالفت مى ورزيد ، ليكن نمرد مگر پس از آنكه با عموم مردم در شستن پاها ، موافقت كرد ؛ زيرا فخر رازى از عطا نقل مىكند كه گفت : ابن عُمَر در مسح بر كفش با مردم مخالفت مى ورزيد ، ليكن از دنيا نرفت مگر اينكه با آنان همسو شد « 1 » . بعضى از مُوَرِّخان بر اين باورند كه ابن عمر قبل از پدرش اسلام آورد . از ابن‌شهاب نقل شده كه : حفصه و ابن عُمَر ، پيش از عُمَر مسلمان شدند « 2 » . اين نصّ ( و امثال آن ) گاه به ذهن مىآورد كه گوينده مىخواهد ترجيح رأى عبدالله را بر رأى پدرش بنماياند ، به اعتبار ترجيح رأى كسى كه در اسلام آوردن پيش‌گام‌تر است ؛ چراكه وى باتقواتر مىباشد و به پيامبر صلى الله عليه و آله از ديگران نزديك‌تر است . بنابراين ، روشن شد كه بسيارى از اجتهاداتِ عمر بر خلاف سنّت پيامبر مىباشد و اندكى از آنها با سنّتِ آن حضرت همسوست ، به عكس امام على عليه السلام كه همه سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله نزدش وجود داشت و با اين ويژگى از ديگر صحابه ممتاز بود . عُمَر و بزرگان صحابه بر اين امر ، شهادت داده‌اند . ابن حجر در فتح الباري روايت مىكند كه : عمر گفت : اگر اجْلَح « 3 » ( يعنى على بن ابى طالب ) خلافت را به دست گيرد ، مردم را بر طريق [ راه راست و درست يعنى سنّت ] سير مىدهد . فرزندش به او گفت : پس چرا ولايت را به او نمىسپارى ؟ !
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير 11 : 164 . ( 2 ) . سير أعلام النبلاء 3 : 209 ؛ البداية والنهاية 4 : 173 - 174 . ( 3 ) 3 . أجْلَحْ : مرد موى سر از دو سو ريخته .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 396 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى