تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
استاد احمد امين در فجر الإسلام مىنگارد : برايم روشن شد كه عمر « رأى » را در وسيع‌تر از معنايى كه ذكر كرديم به كار گرفت ؛ زيرا آنچه را ما آورديم استعمال رأى در جايى است كه نصّى از كتاب و سنّت نباشد ، ليكن عمر فراتر از اين رفت ، در شناخت مصلحتى كه آيه يا حديث داشت كوشيد ، سپس به وسيله آن مصلحت احكام را درمىيافت . اين كار نزديك به آن چيزى است كه الآن « دريافتِ روح قانون ، نه به الفاظ و كلمه كلمه آن » تعبير مىشود . . . در هر حال ، عمل به رأى پديد آمد و از بزرگان صحابه ( مانند ابوبكر و عمر و زيد بن ثابت و ابَى بن كعب و مُعاذ بن جبل ) قضايايى نقل شد كه در آنها به رأيشان فتوا دادند . و پرچمدار اين مدرسه يا اين مذهب ، عمر بن خطاب است « 1 » . دكتر ناديه شريف عمرى در اجتهاد الرسول مىنويسد : اجتهاد به رأى و عمل به قياس و كشف مقاصد شريعت ، بدعتى نبود كه تابعان مُقيم در عراق پديد آوردند ، بلكه آن ، نمونهء رشد يافتهء رويكردى بود كه شمارى از صحابه در عراق - كه عمر از آنهاست - در پيش از آنان ، به آن دست يازيده بودند « 2 » . دكتر محمّد سلّام مدكور در مناهج الاجتهاد مىگويد : پيروزىهاى پى در پى اسلامى - در عصر صحابه - رويارويى با مسائل جديدى را اقتضا مىكرد كه بعضىشان از طبيعت سرزمين‌هاى فتح شده برمىخاست و بعضى زاييده شرايط جنگ بود ، و اين مسائل ، آنان را به سوى اجتهاد به رأى سوق داد ؛ زيرا نصوص ، معدود بودند و وقايع ، بى شمار ؛ افزون بر اين ، در آن زمان سنّت تدوين نشده بود « 3 » .
هامش
( 1 ) . فجر الإسلام : 240 . ( 2 ) . اجتهاد الرسول : 321 . ( 3 ) . مناهج الاجتهاد فى الإسلام : 77 .