استاد احمد امين در فجر الإسلام مىنگارد :
برايم روشن شد كه عمر « رأى » را در وسيعتر از معنايى كه ذكر كرديم به كار گرفت ؛ زيرا آنچه را ما آورديم استعمال رأى در جايى است كه نصّى از كتاب و سنّت نباشد ، ليكن عمر فراتر از اين رفت ، در شناخت مصلحتى كه آيه يا حديث داشت كوشيد ، سپس به وسيله آن مصلحت احكام را درمىيافت . اين كار نزديك به آن چيزى است كه الآن « دريافتِ روح قانون ، نه به الفاظ و كلمه كلمه آن » تعبير مىشود . . .
در هر حال ، عمل به رأى پديد آمد و از بزرگان صحابه ( مانند ابوبكر و عمر و زيد بن ثابت و ابَى بن كعب و مُعاذ بن جبل ) قضايايى نقل شد كه در آنها به رأيشان فتوا دادند .
و پرچمدار اين مدرسه يا اين مذهب ، عمر بن خطاب است « 1 » .
دكتر ناديه شريف عمرى در اجتهاد الرسول مىنويسد :
اجتهاد به رأى و عمل به قياس و كشف مقاصد شريعت ، بدعتى نبود كه تابعان مُقيم در عراق پديد آوردند ، بلكه آن ، نمونهء رشد يافتهء رويكردى بود كه شمارى از صحابه در عراق - كه عمر از آنهاست - در پيش از آنان ، به آن دست يازيده بودند « 2 » .
دكتر محمّد سلّام مدكور در مناهج الاجتهاد مىگويد :
پيروزىهاى پى در پى اسلامى - در عصر صحابه - رويارويى با مسائل جديدى را اقتضا مىكرد كه بعضىشان از طبيعت سرزمينهاى فتح شده برمىخاست و بعضى زاييده شرايط جنگ بود ، و اين مسائل ، آنان را به سوى اجتهاد به رأى سوق داد ؛ زيرا نصوص ، معدود بودند و وقايع ، بى شمار ؛ افزون بر اين ، در آن زمان سنّت تدوين نشده بود « 3 » .
هامش
( 1 ) . فجر الإسلام : 240 .
( 2 ) . اجتهاد الرسول : 321 .
( 3 ) . مناهج الاجتهاد فى الإسلام : 77 .