و اگر وحدت ( و امّت يگانه ) مطلوب شارع بود ، چرا متعدّد بودن صحيح انگاشته مىشود و التزام به آن هست ؟ !
آيا آنچه درباره اختلاف امّت گفتهاند - به اعتبارِ رحمت بودنِ آن - درست است ؟ پس معناى تأكيد خدا بر « وحدت كلمه » چيست ؟ آيا خدا ما را به وحدت امر كرد يا به جدايى از يكديگر ؟ اگر جدايى مطلوب شارع است معناى اين آيه چيست كه مىفرمايد :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 1 »
؛
اگر قرآن از نزد غير خدا بود ، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند .
و اين سخن خدا كه :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 2 »
؛
اين ، راه مستقيم من است ، آن را بپيماييد ! از راههاى انحرافى مرويد كه شما را از راه حق پراكنده مىسازد ؛ خدا شما را به اين رهنمودها سفارش مىكند تا شايد پرهيزگارى پيشه كنيد .
براى توضيح همه اينها ، گفت و گويى را كه ميان عمر و ابن عبّاس روى داد ، نقل مىكنيم .
مُتّقى هندى از ابراهيم تيمى روايت مىكند كه گفت :
عُمَر روزى در خلوت ، با خويش سخن مىگفت . سوى ابن عبّاس پيك فرستاد [ كه به نزدش برود ، ابن عبّاس آمد ] پرسيد : چگونه اين امّت اختلاف مى ورزند با اينكه كتاب و پيامبر و قبلهشان يكى است ؟ !
ابن عبّاس گفت : اى امير مؤمنان ، بر ما قرآن نازل شد آن را خوانديم و دريافتيم درباره چه نازل شد .
هامش
( 1 ) . نساء / 82 .
( 2 ) . انعام / 153 .