تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
نه منصبى را كه به عهده اوست ، شايسته است ، آنچه را خود نپذيرد علم به حساب نيارد ، و جز مذهب خويش مذهبى را حق نشمارد ، اگر حكمى را نداند آن را بپوشاند تا نادانىاش نهفته بماند ، خون بىگناهان از حكمِ ستم‌كارانه او در خروش است ، و فرياد ميراث بر باد رفتگان همه جا در گوش . گله خود را با خدا مىگويم از مردمى كه عمر خود را به نادانى به سر مىبرند ، و با گمراهى رخت از اين جهان به دَر مىبرند « 1 » . و سخن آن حضرت كه فرمود : إنّما بَدْءُ وقوعِ الفِتَنِ أهواءٌ تُتَّبَعُ ، وأَحكامٌ تُبْتَدَعُ ، يُخالَف فيها كتابُ الله ، وَيَتَوَلَّي عليها رجالٌ رجالًا علي غير دينِ الله ، فَلَو أَنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحقّ لم يَخْفَ عَلَي المُرتادين ، ولو أنّ الحقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الباطل انْقَطَعَتْ عنه أَلْسُنُ المعاندين ، و لكن يُؤخَذْ مِن هذا ضِغْثٌ ومِن هذا ضِغْثٌ فيُمزَجان ، فهنالك يَسْتَوْلي الشيطانُ عَلَي أوليائه ويَنْجُو الّذينَ سَبَقَت لَهُم مِنَ الله الحُسني ؛ همانا آغاز پيدايش فتنه‌ها ، پيروى خواهش‌هاى نفسانى است و نوآورى در حكم‌هاى آسمانى . نوآورىهايى كه كتاب خدا آن را نمىپذيرد و گروهى از گروه ديگر يارى خواهد تا بر خلاف دين خدا ، اجراى آن را بر عهده گيرد . پس اگر باطل با حق در نياميزد ، حقيقت جو آن را شناسد و داند ؛ و اگر حق به باطل پوشيده نگردد ، دشمنان را مجال طعنه زدن نماند ، ليكن اندكى از اين و آن گيرند ، تا به هم درآميزد و شيطان فرصت يابد و حيلت برانگيزد تا بر دوستان خود چيره شود و از - راهشان به در بَرَد - امّا آن را كه لطف حق دريافته باشد ، نجات يابد و راه حق را به سر بَرَد « 2 » . آرى ، رأى و تأويل ، از نخستين مفهوم‌هايى بودند كه در شريعت داخل شدند و ميانشان خلط روى داد ؛ مقصودشان از « رأى » تأويل بود و از « رأى تأويل » اجتهاد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ( شهيدى ) ، خطبه 17 ؛ شرح نهج البلاغه 1 : 283 . ( 2 ) . نهج البلاغه ( شهيدى ) ، خطبه 50 ؛ شرح نهج البلاغه 3 : 240 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 332 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى