اختلاف فيه فقال سبحانه :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 1 »
)
وإنّ القرآنَ ظاهره أَنيقٌ وباطنهُ عميقٌ ، لا تَفْني عجائبُه ولا تَنْقَضي غرائبُه ، ولا تُكْشَفُ الظُّلماتُ إلّا به ؛
دعوايى نسبت به حكمى از احكام نزدِ يكى از آنان بَرند ، او رأى خود را درباره آن مىگويد ؛ همان دعوا را بر ديگرى عرضه مىكنند او به خلاف اوّلى حكم مىدهد . سپس همه قاضيان نزد امامى كه آنان را منصب قضاوت داده مىروند ، او رأى همه را صواب مىشمارد ، در حالى كه خداى آنان يكى است ، پيامبرشان يكى است ، و كتابشان يكى است - اين اختلاف براى چيست - آيا خدا گفته است به خلاف يكديگر روند و آنان فرمان خدا بردهاند ؟ يا آنان را از اختلاف پرهيز داده ولى آنان نافرمانى كردهاند ؟ يا آنكه خداى سبحان دين ناقصى فرستاد ، و در تكميل آن از ايشان يارى خواسته ؟ يا آنان شريكان اويند كه حق دارند هر چه مى خواهند بگويند ، و خدا بايد رضايت دهد ؟ يا دينى كه خدا فرستاده كامل بوده و پيامبر صلى الله عليه و آله در رساندن آن كوتاهى نموده ؟ در حالى كه خداى سبحان گويد : « فرو نگذاشتيم در كتاب چيزى را » و گويد : در آن بيان هر چيزى است . و يادآور شده است كه بعض قرآن گواه بعض ديگر است ، و اختلافى در آن نيست ؛ و فرمود : « اگر از سوى خداى يكتا نيامده بود ، در آن اختلاف فراوان مىيافتند » ظاهر قرآن زيباست ، و باطن آن ژرف وناپيداست . عجايب آن سپرى نگردد ، اسرار نهفته آن به پايان نرسد ؛ و تاريكىها جز بدان زدوده نشود « 2 » .
و در وصف كسانى كه داورى ميانِ مردم را عهدهدار مىشوند و اهلِ آن نيستند ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . نساء / 82 .
( 2 ) . نهج البلاغه ( شهيدى ) ، خطبه 18 ؛ شرح نهج البلاغه 1 : 288 .
در ترجمه از ترجمه استاد سيد جعفر شهيدى استفاده شده است ، با اندكى تغيير ( م ) .