تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
در هر حال ، ادله از مشروعيتِ تدوينِ حديث در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله خبر مىدهد و مىآگاهاند كه منع از تدوين پس از آن حضرت و تحتِ شرايط خاصى پديد آمد . همچنين ادله اثبات مىكند كه بعضى از صحابه و تابعان ( و كسان بعد از آنها ) مىخواستند نهى عمر را در قلب‌ها نهادينه سازند تا آنجا كه تدوين نزد آنان ( بدان جهت كه عمر آن را نپسنديد ) مكروه دانسته شد ، سپس اين كراهت - بدان جهت كه عمر بن عبدالعزيز تدوين را بايسته دانست - حَسَن ( كارى نيك و پسنديده ) گشت ! زُهْرى مىگويد : ما كتابت علم را مكروه مىدانستيم تا اينكه اين امرا ما را به آن واداشتند ، پس نظرمان اين شد كه احَدى از مسلمانان را منع نكنيم « 1 » . در سننِ دارِمي آمده است : تا اينكه سلطان ما را بر تدوين مجبور ساخت « 2 » . در جاى ديگر آمده است : پادشاهان از من خواستند كه برايشان حديث بنويسم ، اين كار را كردم ؛ از خدا شرمم آمد كه براى فرمان‌روايان حديث بنويسم و از ديگران دريغ دارم « 3 » .
هامش
( 1 ) . الجامع ( معمر بن راشد ) 11 : 258 ؛ الطبقات الكبرى 2 : 389 ؛ المدخل الى السنن الكبرى 1 : 409 ، حديث 739 . ( 2 ) . سنن دارمى 1 : 122 ، حديث 404 . ( 3 ) . جامع بيان العلم وفضله ( ابن عبدالبرّ ) 1 : 77 .