وى مىافزايد : ابى در پايان عمر - اگر مرگش نمىرسيد - قصد داشت آنچه را در ضميرش هست آشكار سازد « 1 » .
وى از جمله دوازده نفرى است كه با ابوبكر - بدان جهت كه عهدهدار ولايت امر شد و امام اميرالمؤمنين عليه السلام را پس زد - دشمنى ورزيدند « 2 » .
ابَى با رنج و تلخ كامى اين حادثه بزرگ را تحمّل كرد و با اين سخن كه : « وإلي الله المشتكي » ؛ نالهام سوى خداست شِكوه به سوى خدا داشت ! « 3 »
از سعد بن عُباده شنيد آنچه را كه ولايت امام على عليه السلام را واجب مىساخت « 4 » .
به اين ترتيب ، به فهرستِ مخالفانِ نگرش فقهى عُمَر نامهاى ديگرى افزوده مىشود :
16 . زيد بن ارقم .
17 . بَراء بن عازب .
18 . عبدالله بن عمر .
19 . سلمان فارسي .
20 . ابو هُرَيره .
21 . تَميم داري .
22 . مقداد بن اسود .
23 . ابوذر غفاري .
24 . مجاهداني كه خدا « فيء » را ارزانيشان داشت ( از صحابه و ديگران ) .
هامش
( 1 ) . قاموس الرجال 1 : 237 .
( 2 ) . خصال صدوق 2 : 461 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه 2 : 52 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغه 6 : 44 .