تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

2 . ابَى بن كعب انصارى ( م 22 ه - )

ابو العاليه از ابَى بن كعب روايت مىكند كه وى نسخه‌هاى بزرگى در تفسير داشت « 1 » . پيش از اين آگاه شديم كه رأى ابى بر خلاف نظر خليفه بود ، و بر عدم برترى علمى خليفه تصريح مىكرد و منعِ او را از نقل حديث و قرائتِ قرآن ، نپسنديد .

3 . مُعاذ بن جبل ( م 18 ه - )

رسول خدا صلى الله عليه و آله مُعاذ را به يمن فرستاد و هم زمان نامه‌اى درباره صدقات برايش نوشت كه در آن احاديثى بود « 2 » . نامه پيامبر صلى الله عليه و آله به مُعاذ درباره صدقات ، نزد موسى بن طلحه بود « 3 » و كتاب‌هاى مُعاذ پيش ابن عائذ « 4 » . اين نصوص - همگى با هم - بر تدوين معاذ و مُدوِّنات او و بقاى آنها دلالت مىكند ، با آنكه خليفه احاديث را سوزاند و از تدوين منع كرد و تهديد نمود . در صفحات پيشين ، موضع مُعاذ نسبت به عمر درباره قصاصِ مسلمان براى قتل ذمّى و رجم زنى كه دو سال پس از غيبت شوهر فرزند زاييد ، بيان شد .

4 . حُذيفة بن يمان ( م 36 ه - )

سخن حُذَيفه با عُمَر گذشت كه مىگفت : وى ، حق را خوش ندارد و فتنه را مىپسندد و به آنچه نديده شهادت مىدهد و بى وضو نماز مىگزارد و در زمين برايش چيزهايى است كه براى خدا در آسمان نيست !
هامش
( 1 ) . التفسير والمفسّرون 1 : 115 ؛ الدراسات ( اعظمى ) : 100 . ( 2 ) . سيره ابن هشام 4 : 1010 ؛ حلية الأولياء 1 : 240 ؛ الأموال ( ابى عبيد ) : 27 و 37 . ( 3 ) . مسند احمد 5 : 228 ، حديث 22041 ( متن حديث از اين مأخذ است ) ؛ سن - ن دارقط - - نى 2 : 96 ، حديث 8 . ( 4 ) . دلائل التوثيق المبكّر : 418 ؛ المحدّث الفاضل : 498 .