تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
ابَى گفت : در را باز نمىكنم ! مىدانم پَى چه آمديد ! مىخواهيد درباره اين عقد [ پيمان خلافت ] نظرم را بدانيد ؟ گفتيم : آرى . پرسيد : آيا در ميانتان حُذَيفه هست ؟ گفتيم : آرى . گفت : سخن همان است كه او گويد ! به خدا در خانه‌ام را باز نمىكنم تا بر من آنچه جارى است ، جارى باشد ؛ و البته پس از آن [ خلافت ابوبكر ] بدتر از آن است ، و شكوه‌ام سوى خداست « 1 » . نيز از ابَى بن كعب رسيده است كه گفت : سوگند به خداى كعبه ، اهل عقد [ بيعت بر خلافت ] هلاك شدند ! براى آنان اندوهگين نيستيم ، ليكن تأسفم براى مسلمانانى است كه هلاك مىشوند « 2 » . و در روايت ديگر آمده است كه گفت : در اين باره ، سخنى خواهم گفت ! باكى ندارم كه زنده‌ام بداريد يا مرا بكشيد « 3 » . ابو صلاح ، تقى الدين حلبى ( م 447 ه - ) آورده است كه ابَى و ابن مسعود ، در عهد اول - پس از درگذشت پيامبر - بر ولاى آل البيت استوار ماندند و به آنان اختصاص داشتند « 4 » .
هامش
( 1 ) . السقيفه وفدك : 49 ؛ و به نقل از آن در شرح نهج البلاغه 2 : 51 و 52 . ( 2 ) . مسند طيالسى 1 : 75 ، حديث 555 ؛ مسند ابن جعد 1 : 197 ، حديث 1291 ؛ مصنّف ابن اب - - - ى شيبه 7 : 468 ، حديث 37295 ؛ مسند احمد 5 : 140 ، حديث 21301 ؛ حلي - ة الأولياء 1 : 352 ( و جلد 3 ، ص 111 ) ؛ الجامع ( معمر بن راشد ) 11 : 322 ( به اسناد از حذيفة بن يمان ) . ( 3 ) . الطبقات الكبرى 3 : 500 ؛ تاريخ دمشق 7 : 340 ؛ تهذيب الكمال 2 : 270 ؛ سير أعلام النبلاء 1 : 399 . ( 4 ) . تقريب المعارف : 168 ؛ نگاه كنيد به : سفينة البحار 8 : 1 .