* حاكم در المستدرك از ابن عبّاس ، و بيهقى در السُّنَن ، و قُرطبى در تفسيرش ، از بجاله ، اين گونه حديث مىآورند :
عمر به غلامى گذشت كه آيه شش سورهء احزاب را چنين مىخواند :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ . . .
وهو أبٌ لهم ؛ پيامبر از جانِ مؤمنان به آنها سزاوارتر است وزنانش ( به منزله ) مادران آنهايند ، و خود پيامبر ( به منزله ) پدرِ آنهاست .
عمر گفت : اى غلام ، آن را بزداى !
غلام گفت : اين مُصْحَف ابَى مىباشد !
عمر پيش ابَى رفت و از او پرسيد .
ابَى به او گفت : مرا قرآن به خود مشغول داشت و تو را تجارت ! و بر عمر تندى كرد « 1 » .
* در
الدرّ المنثور
آمده است كه ابَى بن كعب آيه 32 سوره اسراء را اين گونه خواند :
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً
و مقتا
وَ ساءَ سَبِيلًا
« 2 » إلا من تاب الله
فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
« 3 »
)
؛ به زنا دست ميازيد كه كار زشتى و مايه نفرت است و راهى نادرست و بد مگر آن كه توبه كند ؛ زيرا كه خدا آمرزنده و مهربان است .
اين قرائت به عُمَر رسيد ، او را حاضر ساخت و از او در اين باره پرسيد . گفت : من از دهان رسول خدا آن را شنيدم در حالى كه تو كارى جز داد و ستد در بقيع نداشتى « 4 » !
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 2 : 450 ، حديث 2556 ( در اين مأخذ ، حديث به اختصار آمده است و عبارت چنين مىباشد : وهو أب لهم وأزواجه أُمّهاتهم ) ؛ سنن بيهقى 7 : 69 ، حديث 13197 ؛ تفسير قرطبى 14 : 126 ( متن حديث از اين كتاب است ) .
( 2 ) . اسراء / 32 .
( 3 ) . نساء / 129 .
( 4 ) . الدرّ المنثور 5 : 280 ؛ كنز العمّال 2 : 568 ، حديث 4744 ؛ فتح القدير 3 : 225 .