تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
عُمَر گفت : امر رسول خدا صلى الله عليه و آله بر من پوشيده ماند ، داد و ستد مرا به خود مشغول ساخت « 1 » . نَووى بر سخن ابو سعيد اين گونه تعليق مىزند : معنايش اين است كه اين سخن ميانِ ما مشهور مىباشد كوچك و بزرگمان آن را مىشناسد ، حتّى كوچك‌ترين ما آن را از رسول خدا شنيده و حفظ كرده است « 2 » . در اين باره ، خداى سبحان آياتى را نازل كرد :
. . . فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ . . .
« 3 »
؛
تااجازه‌تان نداده‌اند ، به خانه‌هاى ديگران داخل نشويد .
. . . إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ . . .
« 4 »
؛
به خانه‌هاى ديگران درنياييد مگر اينكه اجازه‌تان دهند . اجازه خواستن براى ورود بر ديگران ، پيش از آنكه امر الهى باشد از اخلاق و آداب انسانى است . به راستى ، سبب تهديد ابو موسى به كتك چه بود ؟ آيا بررسى و كسب اطمينان از حديث موجب اين امر شد ؟ اگر ابو سعيد خُدرى به نهى پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت نمىداد و اينكه نبايد بر كسى وارد شد مگر پس از اذن ، ابو موسى چه مىتوانست بكند ؟
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 6 : 2676 ، حديث 6920 ؛ صحيح مسلم 3 : 1694 ، حديث 2153 ( نص از اين مأخذ است ) مسند احمد 4 : 400 ، 403 ؛ سنن ابن ماجه 2 : 1221 ، حديث 3706 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه 5 : 268 ، حديث 25968 . ( 2 ) . شرح النووى على صحيح مسلم 14 : 131 ؛ عون المعبود 14 : 57 . ( 3 ) . نور / 28 . ( 4 ) . احزاب / 53 .