همه علم پيامبر صلى الله عليه و آله را مىداند و به آن ويژه شده است ، او هر روز دو بار در صبح و شام با پيامبر خلوت مىكرد و آن حضرت اسرارى را برايش نجوا مىكرد « 1 » .
از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود :
سَلُوني عن كتاب الله ! فوالله ما مِن آية إلّا وأَنَا أَعْلَمُ بليل نزلت أم بنهار ، في سَهْل أم في جَبَل « 2 »
؛ درباره كتاب خدا ، از من بپرسيد ! به خدا سوگند ، آيهاى نيست جز اينكه مىدانم در شب نازل شد يا در روز ، در دشت فرود آمد يا در كوه .
براى تأكيد موضوع نصوص ديگرى را مىآوريم :
* بخارى از عُبَيد بن عُمَير نقل مىكند كه : ابو موسى سه بار اجازه خواست كه نزد عُمَر بيايد ( گويا او را مشغول يافت ) بازگشت . عمر گفت : مگر صداى عبدالله بن قَيس ( ابو موسى ) را نمىشنويد ، اجازهاش دهيد ! پس او را صدا زد و پرسيد : چه چيز تو را به اين كار ( بازگشتن پس از اجازه نيافتن ) واداشت ؟
ابو موسى گفت : ما به اين كار امر شديم ( اجازه خواستن تا سه دفعه است ، اگر شخص اجازه نداد بايد برگشت ) .
عمر گفت : بايد براى سخنت بيّنه آورى و گرنه تو را تعزير مىكنم .
ابو موسى سوى مجلس انصار روانه شد ، آنان گفتند : كوچكترين ما بر اين امر برايت شهادت مىدهد !
ابو سعيد برخاست و گفت : ما به همين شيوه ، امر شديم .
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينه دمشق 42 : 386 ؛ شواهد التنزيل 1 : 48 .
( 2 ) . تفسير صنعانى 3 : 241 ؛ الطبقات الكبرى 2 : 338 ؛ تاريخ دمشق 42 : 398 ؛ الصواعق المحرقة 2 : 375 ؛ و ديگر مصادر .