تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
عمر گفت : نه ، براى مردم بخوان « 1 » . در عبارت ديگر آمده است كه به ابَى گفت : به خدا سوگند ، مىدانى كه من نزد پيامبر حاضر بودم و شما غيبت داشتيد ! مرا صدا مىزد و شما را باز مىداشت ! با من به نيكى رفتار مىكرد . والله ، اگر دوست مىدارى ، خانه‌نشين مىشوم و با احَدى سخن نگويم « 2 » . بسا اين مطلب به ذهن آيد كه ابَى بن كعب به تحريف قرآن قائل بود ؛ زيرا قرائت وى بر خلاف قرائت امروزينِ ماست ، و عمر خواست قرائت او را اصلاح كند ! ليكن حقيقت امر اين چنين نيست ؛ زيرا در صحيح بخارى در باب مناقب ابَى بن كعب آمده است كه : پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن را بر او قرائت كرد . از انَس بن مالك روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله به ابَى گفت : خدا مرا امر كرد كه بر تو قرائت كنم
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
« 3 »
)
؛ آنان كه كفر ورزيدند . . . ابَى پرسيد : خدا مرا به اسم ناميد ؟ فرمود : آرى . ابَى به گريه افتاد « 4 » . توضيحِ امثال اين نمونه‌ها ما را از بحث خارج مىسازد . مورد استشهاد اين بود كه علم عُمَر آن گونه كه بعضى آن را به تصوير كشيده‌اند نمىباشد ؛ زيرا بيشتر اوقات او در بازار و بقيع
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 2 : 245 ، حديث 2891 ؛ الدرّ المنثور 7 : 535 ؛ كنز العمّال 2 : 568 ، حديث 4745 . ( 2 ) . كنز العمّال 2 : 595 ، حديث 4816 ( به نقل از ابى داود ) . ( 3 ) . بيّنه / 1 . ( 4 ) . صحيح بخارى 3 : 1385 ، حديث 3598 ( و جلد 4 ، ص 1896 ، حديث 4676 ) ؛ صحيح مسلم 1 : 550 ، حديث 799 ؛ سنن ترمذى 5 : 665 ، حديث 3792 ؛ مسند احمد 3 : 130 ( و جلد 5 ، ص 122 ) .