تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
* قاضى نعمان به سندش از محمّد بن قَيْس ، از پدرش ، آورده است كه گفت : نزد اعْمَش بوديم از اختلاف [ مردم در احكام ] سخن به ميان آمد ، اعْمَش گفت : من مىدانم از كجا اختلاف رخ داد ! پرسيدم : از كجا ؟ گفت : جاى ذكرش اينجا نيست . پس از آن در جايى خلوت ، اين ماجرا را برايش بازگفتم و خواستم كه مرا از واقعيّت آگاه سازد . گفت : آرى ، كسى ولى امرِ اين امّت شد كه عالم [ و آگاه به احكام دين ] نبود ، سؤال شد [ پاسخ را نمىدانست و به صحابه روى آورد و ] از مردم مىپرسيد ، آنان جواب‌هاى مختلف مىدادند [ به اين ترتيب آراى گوناگون رواج يافت و ميان مردم اختلاف در احكام پديد آمد ] « 1 » .

صحابه و اخذ حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله

ابن حَزم و ديگر بزرگان اشاره كرده‌اند كه زندگى و سختى روزگار ، به صحابه فرصت نمىداد كه از علم پيامبر بيشتر استفاده كنند ، ابن حَزْم مىنويسد : هركس مىداند كه : صحابه گرداگرد رسول خدا در مدينه گرد آمده بودند و در تنگناى شديد قرار داشتند و در پى تأمين نيازهاى زندگىشان برمىآمدند . گرسنگى ، پيامبر و ابوبكر و عمر را از خانه درآورد . بعضى مشغولِ معامله در بازار بودند و بعضى در حال رسيدگى به نخل‌هايشان . هر وقت كمترين فرصتى مىيافتند ، طائفه‌اى نزد رسول خدا حضور مىيافتند . اينها حقايقى انكارناپذيرند ، ابو هُرَيْرَه مىگويد :
هامش
( 1 ) . شرح الاخبار 1 : 196 ؛ در كتاب سليم بن قيس 2 : 105 ، حديثى نزيك به اين ، آمده است .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 233 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى