عرضه شده بود ! ليكن او نخواست با قوم خويش ستيز نمايد . همچنين خالدبن اسيد گفت : سپاس خداوندى را كه پدرم را گرامى داشت و صداى اذان امروز را نشنيد ( گفتنى است كه اسيد روز قبل از فتح مكه مرده بود ) .
حارث بن هشام نيز گفت : واى بر من ، اى كاش ! پيش از آن كه بلال بر بام كعبه اذان بگويد و همچون . . . ! مرده بودم .
همچنين حكم بن ابى العاص گفت : به خدا سوگند اين حادثهء بسيار بزرگى است كه بردهاى از خاندان جُمح ، بر فراز ساختمان ابى طلحه اذان بگويد .
سهيل بن عمر اظهار داشت كه : اگر اين كار موجب خشم خداوند باشد ، به زودى آن را تغيير خواهد داد .
ابوسفيان گفت : ولى من هيچ سخنى نمىگويم ؛ زيرا اگر چيزى بگويم اين سنگ ريزهها به او خبر مىدهند !
جبرئيل بر رسول خدا نازل گرديد و سخنان آنان را به اطلاع آن حضرت رسانيد .
پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل آنان ايستاد و فرمود : اما تو اى فلان ، اين چنين گفتى و اما تو اى فلان ، اين گونه گفتى !
ابو سفيان گفت : اما اى رسول خدا ، من چيزى نگفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله تبسمى كرد !
ابوالوليد مىگويد : بلال ، از زمره بردگانى بود كه به كودكان يتيم خاندان سباق ابن عبدالدار تعلق داشت و پدرش به امية بن خلف جُمَحى سفارش كرده بود و اميه همان شخصى است كه بلال را شكنجه مىداد . نام برادر بلال « كحيل بن رباح » بود .
مؤذنان پيامبر صلى الله عليه و آله
در جلد دوم « تاريخ الخميس » دربارهء تعداد مؤذنان پيامبر صلى الله عليه و آله مطالبى نوشته كه در اينجا متن آن را مىآوريم :
اما مؤذنان حضرت « عليه الصلاة و السلام » چهار نفر بودهاند . دو نفر در مدينه :
1 - « بلال بن رباح » كه نام مادرش « حمامه » بود . وى بردهء ابى بكر و نخستين شخصى بود كه براى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله اذان گفت . بلال پس از درگذشت رسول خدا ، براى