هيچ يك از خلفا اذان نگفت . گفته مىشود هنگامىكه عمر پس از فتح شام به مدينه بازگشت ، بلال اذان گفت . مردم دوباره به ياد دوران رسول خدا صلى الله عليه و آله افتادند . « اسلم » ، بردهء عمر مىگويد : هيچگاه مردم را مانند آن روز گريان نديدم !
بلال در سال هفدهم يا هيجدهم هجرى و به گفتهاى در سال بيست هجرى در داريا ، در باب كيسان ، در حالىكه شصت و اندى سال داشت ، درگذشت و بنا بر گفتهاى در حلب و به نقلى ديگر در دمشق مدفون گرديد .
2 - « عمرو بن امّ مكتوم قرشى اعمى » كه در « معالم التنزيل » نام او عبداللَّه بن شريح بن مالك بن ربيعهء فهرى ، از خاندان عامر بن لؤى ، بوده است . اين شخص پيش از مهاجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت كرده بود . و جزو مؤذنان پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه به شمار مىآمد .
3 - « سعد بن عائذ » يا ابن عبدالرحمان معروف به سعد القرظى ، بردهء عمار در قبا بود .
او نيز براى رسولخدا صلى الله عليه و آله اذان گفته است . اين شخص تا دوران ولايت حجاج يعنى تا سال هفتاد و چهار هجرى مىزيسته است .
4 - از مؤذنان رسولخدا صلى الله عليه و آله در مكه ، مىتوان « ابو مخدوره » را نام برد . اسم او اوس جمحى مكى بوده كه نام پدرش « مِعْيَر » ( به كسر ميم و سكون عين و فتح ياء ) مىباشد .
اين شخص در سال پنجاه و نه هجرى در مكه درگذشت و نيز گفته شده كه بيش از اين عمر كرده است .
همچنين در « تاريخ الخميس » آمده : در « الصفوه » از قاسم بن عبدالرحمان روايت شده است :
نخستين شخصىكه اذان گفت « بلالبنرباح » ، بردهءابوبكر بودكه ناممادرشرا حمامه خواندهاند . بلال از پيشينيان در اسلام بوده و در نتيجه ، شكنجه و آزار فراوانى از سوى قومش بر او وارد گرديد . شكنجهگران به هنگام شكنجهاش ، به وى مىگفتند : خداى تو « لات » و « عُزّى » است و او همواره مىگفت : احَدٌ ، احَدٌ . تا اينكه ابوبكر او را به هفت اواق « 1 »
هامش
( 1 ) - « اواق » جمع « وقيه » معادل دوازده درهم بوده است ، « مترجم » .