تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
او اين بىادبى نسبت بسبط النّبيّ العربى سائح و صادر نميگرديد و مادرت به تو حامله نمىشد و پدرت سبب تولَّد تو در حينى كه تو در سخط خداى جبّار و خصم تو رسول ( ص ) مختار نميبود تا از تو اين عنود و جحود ظاهر نشدى . آنگاه آن بضعهء ولىّ الله متكلَّم به اين كلمات دعا و مناجات به حضرت قاضى الحاجات گرديد كه اللَّهمّ خذ بحقّنا و انتقم ممّن ظلمنا و احلل غضبك على من سفك دمائنا و نقض دمارنا و قتل حماتنا و هتك عنّا سدولنا . بعد از آن گفت : يا يزيد كردى فعل خود را و نسوختى از اين شغل و فعل الَّا جلد خود را و خوار و ضايع نساختى مگر لحم جسد خود را و زود بود كه تو وارد برسول ( ص ) گردى يا آنچه از وزر دائم و خطيئت كه متحمّل تجشّم به واسطهء جور و ظلم و تعدّى و ستم پدرت بنبىّ الاكرام نمودى و هتك حرمت او و سفك دماى عترت او بلكه پارهء از گوشت بدن او قطع فرمودى و كسى را بقتل آوردى كه پريشانى اهل بيت رسول از او بجمعيّت و پراكندگى آن نيكوترين أنام بوجود وافر الجود آن سبط نبىّ الاكرام التيام پذيرفتى و انتقام از ظلمهء لئام و أخذ حقّ ايشان از دشمنان براى ايشان نمودى بايد كه تو مستقرّ به فرح و سرور بقتل آن نور ديده رسول ربّ غفور گردى . آنگاه تلاوت اين آيت نمود كه : * ( وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ الله أَمْواتاً ، بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ الله مِنْ فَضْلِه ) * . اى يزيد كافى است ترا به آنكه خداى عالم در آن عالم ولىّ حاكم ، و رسول خصم تو ظالم بود و جبرئيل ظهير و معين أولاد رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم باشد و زود معلوم شود كه ترا برانگيخت و بر رقاب مسلمين ممكَّن گردانيد .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 174 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى