تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
انّ بئس للظَّالمين بدلا و انّكم شرّ مكانا و أضلّ سبيلا قدر تو وسيلهء استصغار و احتقار ما نگردد و تقريع تو با ما أصلا در نظر ما هيچ گونه استعظام و استظهار ندارد و به جهت انتجاع خطاب تو در حقّ ما ما را بوهم و اضطراب ندارد . بعد از آنكه عيون مسلمانان را بسبب آن بقطرات عبرات ما مفتوح نمودى و سينه‌هاى ايشان را در اين هنگام بافتاده‌گى و عجز ما منشرح فرمودى پس اينها را دلهاى قاسيه و نفوس طاغيه باغيه و اجسام و أبدان مملوّ و محشوّ به سخط خداى تعالى و لعنت رسول مجتبى ( ص ) است كه در دلهاى ايشان شيطان مكان نفيس خويش نموده جوجه و فرزندان بهم رسانيد و از آنجا مانند ترا بدرج و منتهض گردانيد و عجب و جاى بسيار بسيار تعجّب است بواسطهء شهادت و قتل أتقيا و أسباط و سلالهء أوصيا از دست أبناء طلقاى خبيثه و أولاد الزّنا كه كف دستهاى خود را از خون ما نطيف و خضاب و دهنهاى خود را از لحوم ما متخلَّب و مستطاب گردانيدند يعنى گوشت أبدان ما را قياس - پستان مادران خويش دانسته روزان و شبان مشتغل بمكيدن آنند و بسيار بسيار تعجّب است . از آن جثّه‌هاى زاكيه و أبدان طاهره كه در آن صحراى كربلا در حرارة آفتاب سوخته و كباب ميگردند گرگان و ساير جانوران بر آن أعيان نوحه‌كنندگان و گريانند اگر چه الحال ما را در اين صحرا تنها يافته غنيمت دانستى و آنچه از دست تو آمد معمول گردانيدى ليكن زود ما غرامت اين حركت ترا در وقتى كه هر چه كردى از تو بازخواست كنند خواهيم گرفت . و ما الله بظلَّام للعبيد فالى الله المشتكى و المعوّل و اليه الملجأ و