با ايشان نبود .
چنين سركشى و عنود تو بر حضرت معبود و تمرّد و جحود بر رسول محمود محض از براى رفع ما جاء به الرّسول از نزد حضرت عزّ و جلّ از معرض عزّ و قبول است و أصلا اين فعل و شغل از تو غريب و عجيب نيست .
و من اميدوارم از حضرت قادر عالم كه آن كسى كه زبان در حقّ جگر سوختگان شهداء ببدى گشود و به خون آن سعداء گوشت بدن او افزود ، و نصب حرب و قتال و جنگ و جدال سلالهء سيّد الأنبياء نمود و جمع لشكر از أطراف و أكناف بواسطهء قتل زبده و خلاصهء أولاد عبد مناف و تشهير حرب و مصاف و اهتزاز أسياف از غلاف بر روى نبىّ با عدل و انصاف از روى ظلم و اعتساف نمود او را أصلا روى ببهبود در دار دنيا و آخرت و اميد رحمت ، و مغفرت از حضرت ربّ العزّت نباشد و بيقين او را نجات از عذاب در مرجع و مآب نخواهد بود زيرا كه آن مطرود و مردود از رحمت ايزد معبود بدترين عرب است در انكار أمر خداى تعالى و منكرترين ايشانست در حقّ رسول مجتبى و أعلن و أظهر تمامى خلقانست در باب بغض عدوان و سركشترين مردمان به حضرت ايزد منّان بكفر و طغيان است . زيرا كه آن متمرّد أبتر نتيجهء خلال كفر و سوسمار متجرجر در صدر بواسطهء قتلى بدر است و پيوسته ملاعين مقتول ببدر موصول بأسفل سافلين در خاطر پركين آن لعين مضمر و مكين بود .
پس آن بيدين در باب عداوت و بغض با أهل البيت و انتقام ما منتظر و در كمين بود و الحال از روى حقد و حسد و كينه ديرينه كه در سينه ذخيره و دفينه داشت ظاهر نمود و كفر خود را برسول مبيّن و آشكار فرمود و تفضيح
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٧٢