المؤمّل .
بعد از اين تو هر كيدى كه دارى به عمل آر و هر جهدى كه از تو متصوّر باشد مبذول گردان بحقّ آن خدائى كه ما را مشرّف گردانيد بارسال وحى و كتاب و اعطاى نبوّت و تكريم انتخاب هرگز تو ادراك أمد و عزّت ما نكنى و به رتبه و غايت درجهء ما نرسى و محو ذكر ما در أيّام و دفع عار ما از خود بتمادى و انصرام شهور و أعوام نتوانى نمود .
و در هنگام كه ندا كند منادى كه لعنت خداى بر ظالم عادى رأى خود را باطل و ايّام حكومت را عدد متزايل و جمعيّت خود را متبدّد و عاطل بلكه خود را در أسفل سافلين گرفتار بأغلال و سلاسل يا بى .
و شكر و سپاس خداوندى را سزاست كه حكم و أمر كرد بواسطهء اولياى خود بسعادت و ختم مآل أحوال أصفياء ببلوغ مطالب ارادت و نقل ايشان نموده برحمت و برأفت و برضوان و مغفرت و بمشقّت تو گرفتار و مبتلا و ممتحن به جز تو خاكسار نگردانيد .
و استدعا و سؤال من از حضرت ايزد متعال آنكه آن برگزيدگان را أجر جميل و ذخر جزيل كرامت كند و دشمنان آن أعيان را به عذاب نكيل و عقاب وبيل گرفتار گرداناد .
و نيز سؤال من از حضرت مجيب الدّعوات آنكه أمر خلافت را مستحسن گرداند و انابت را جميل بدست شخصى مؤتمن بندهء خاصّ حضرت مهيمن رساند انّه رحيم و دود .
و چون يزيد اين كلمات از زينب استماع نمود در جواب فرمود :
شعر :
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٧٦