تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بارى و براى تو منّت و كرامت از ربّ العزّت و مزيد و قادر تو و ذو اعتباريست . حاشا و كلَّا نه اين از براى تو خوبى و تكريم است يا از براى عزّت و تعظيم يا بواسطهء بزرگى و خطر تو به جهت جلالت قدرتست كه باد در بينى اندازى و نظر بعطف دامن نامؤتمن خود كنى و سينهء خود را مسرور سازى و غم و ألم بواسطهء اين حركت ناملايم از خاطر دور اندازى در هنگامى كه دنيا را بر وفق خاطر فاتر خود مستولى و امور را بر نسق خواهش خويش متّسق يا بى و ملك ما را براى خود صافى و سلطانيّت ما را بواسطهء خود بلا منازع و مكافى بينى مناز كه حضرت عزّ و جلّ را مهل است مهل بايد كه مسرور بنشاط و سرور نگردى از روى غرور و جهل . آيا فراموش كردى قول حضرت ايزد لم يزل : * ( وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ) * . يا ابن الطَّلقاء اين از عدالت و دعوى اسلام است كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده مستور گردانى و بنات رسول ( ص ) و فرزندان فاطمهء بتول ( ع ) را در سلك سبايا و اسارى منخرط و مشهور گردانى و هتك ستور عصمت ايشان و وجوه محجوبهء عفّت اين محتجبات حرم محترم سيّد البريّات را ظاهر و غير مستور نمودى بر دشمنان ايشان و ايشان را حدى گويان از شهر به شهر ميگردانى و اين جماعت را مستشرف مىسازى بأهل منافق و بارز و ظاهر گردانى بأهل مناهل يعنى در كوهها و در صحرا و در مشارب و آبخورها اين سلسلهء نبىّ الرّحمه را بر همه برايا ظاهر و هويدا گردانيدى و رويهاى ايشان را بر قريب و بعيد و غايب و شاهد و شريف و وضيع و دنى و رفيع ظاهر و پديد نمودى و حال آنكه با آن نسوان كسى از اولياى ايشان و خويشان و أقربا هيچ أحدى