معناهاى مذكوره استعمال مىشود امّا به قرينهء مقامْ مراد « 1 » معلوم مىشود .
و باز بدان كه نفس به حسب اختلاف احوالات متّصف به صفتهاى مختلف مىشود ، پس هرگاه آرميده است به اينكه فرمانبردار امرها و نهىهاى الهى باشد و به معارضهء شهوتها مضطرب نشود او را نفس مطمئنّه مىنامند ، در قرآن مجيد نازل شده :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
« 2 » يعنى اى نفسِ آرميده به فرمانبردارى خداى عزّ و جلّ ! برگرد به سوى خداى خود در حالتى « 3 » كه خوشنود باشى و خدا از تو خوشنود باشد .
و اگر آرميدگى او تمام نباشد امّا مدافعهء شهوت و غضب نمايد و بر اين دو اعتراض « 4 » كند او را نفس لوّامه نامند از براى آنكه ملامت مىكند صاحبش را هنگامى كه تقصير در عبادت خداى تعالى مىكند ، در قرآن كريم وارد شده :
« وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ »
« 5 » يعنى قسم مىخورم به حقّ نفس ملامتكننده .
و اگر ترك اعتراض نمود « 6 » و « 7 » تصديق و فرمانبردارى مقتضاى شهوتها و بواعث شيطانى مىنمايد او را نفس امّارهء به سوء مىنامند ، در قرآن مجيد بر سبيل حكايت از حضرت يوسف مذكور است :
« وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »
« 8 » يعنى ارادهء من از « 9 » آنچه گفتم آن نيست كه اظهار پاكيزگى نفس خود بكنم ، به درستى كه نفس امركننده « 10 » است به بدى مگر وقتى كه خدا رحم كند .
هامش
( 1 ) .s- مراد .
( 2 ) . فجر : 27 و 28 .
( 3 ) . حالتى /a sحالى .
( 4 ) . اعتراض /s aاعراض .
( 5 ) . قيامت : 2 .
( 6 ) . نمود /s aنموده .
( 7 ) .s- و .
( 8 ) . يوسف : 53 .
( 9 ) .a- از .
( 10 ) . كننده /s aكنندهاى .