براى همين ايشان را مذمّت كرده كه تقليد كسى مىكردند كه مىشناختند و مىدانستند كه خبر او را قبول نبايد كرد و آنچه نقل كند تصديق نبايد نمود . و عمل نبايد كرد به آنچه به مردم رسانند از جانب كسانى كه آنها را نديدهاند . و واجب است بر عوامّ ايشان تا « 1 » خود فكر كنند در امر پيغمبر ما صلى الله عليه و آله از براى آنكه دلايل آن حضرت ظاهرتر « 2 » از آن بود كه پنهان تواند بود و مشهورتر از آن بود كه بر ايشان ظاهر نباشد .
و همچنين « 3 » عوامّ امّت « 4 » ما هرگاه بشناسند « 5 » علما را به فسق ظاهر و تعصّب شديد و به حرص بر متاع دنيا و حرام آن و به هلاك ساختن هركه بر او تعصّب ورزند اگرچه مستحقّ آن باشد كه امر او اصلاح شود به مدارات نمودن و « 6 » به نيكى و احسان به هر كسى كه از براى او تعصّب كشند اگرچه مستحقّ خفّت و خوارى باشد ، پس هركه از عوامّ ما تقليد اين نوع علما نمايد مثل جماعت يهود خواهد بود كه خداى عزّ و جلّ مذمّت ايشان را كرده به سبب تقليدى كه علماى فاسق را مىنمودند .
امّا هر دانشمندى كه محافظت نفس « 7 » و رعايت دين و مخالفت هَوى و اطاعت فرمان خدا نمايد عوامّ را مىرسد كه متابعت او بكنند . و اين چنين دانشمندى نمىباشد مگر بعضى از علماى شيعه نه همهء ايشان . به درستى كه هركه از علماى شيعه مرتكب شود از امرهاى قبيح و شنيع آنچه را علماى اهل سنّت مرتكب شدهاند آنچه از زبان ما نقل كنند قبول مكنيد « 8 » و فايدهاى در ضمن آن قبول نيست « 9 » .
هامش
( 1 ) . تا /s aبا .
( 2 ) .s- ظاهرتر .
( 3 ) .a+ است .
( 4 ) .a- امّت .
( 5 ) . بشناسند /aبشناسد .
( 6 ) .a s- و .
( 7 ) .s a- نفس .
( 8 ) . مكنيد /aنكنيد .
( 9 ) . التفسير امام حسن عسكرى عليه السلام : 299 ح 143 . الاحتجاج 2 : 263 .