تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
جدا كن . » « 1 » ديگران بحث مىكردند كه صحابه كسانى را كه زكات پرداخت نمىكردند فقط به كنايه مرتد مىگفتند . در حقيقت آنها مسلمانان ياغى بودند كه بايد با آنها جنگيد . ولى فقيهان بعدى مانند شافعى شايد آماده بودند كه مسلمانان آرام و صلح‌جويى را كه يكى از واجبات دينى را ترك مىكردند ياغى بشمرند و ريختن خون او را شرعا مباح بدانند . اين نظريه طغيان در حقيقت هيچ مبنايى در قرآن و سيره پيامبر ندارد . « 2 » و فقط پديده‌اى خلافتى بود كه از ذهن ابو بكر تراوش كرده بود . گرچه تأثير نفوذ محمد صلّى اللّه عليه و آله بر زندگانى مسلمانان دائما رو به افزايش بود ، ليكن فقط به نفوذ اخلاقى محدود بود . قرآن بارها تذكر داده بود كه از خدا و رسول و اولو الامر ( فرمانروايان ) اطاعت كنند و متمردان را به مجازات الهى تهديد مىكرد . مسأله مسلمانان اسمى و غير صميمى كه با فرمان و دستور او مخالفت مىكردند براى محمد صلّى اللّه عليه و آله مسأله بسيار مشكلى بود و تعدادى از شكايتهاى قرآنى درباره منافقين اين امر را مشخص مىكند . ولى قرآن اجازه نداده كه خون آنها ريخته شود و جسمشان تحت فشار قرار گيرد . مطابق معيار قرآنى ، ابو بكر مىتوانست قبائلى را كه از پرداخت زكات امتناع مىكردند مانند منافقين تنبيه كند . ليكن او حق نداشت با آنها بعنوان مرتد يا ياغى جنگ كند . بنابراين ابو بكر به بهانه وظيفه‌اش در مقام خلافت تغييرات اصلى در خطمشى اسلام بوجود آورد . اهتمام و تصريح ابو بكر كه خليفه حتما بايد از قريش باشد زيرا اعراب غير از قريش تسليم ديگران نخواهند شد ، اكنون كاملا روشن مىگردد . خليفه نمىبايست بيشتر رهبر دينى امّت و جامعه اسلامى بوده باشد ، آن گونه كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بود ، بلكه بايد حاكم مطلق تمامى اعراب بوده باشد كه آنها به نام اسلام از خليفه اطاعت كنند . به همين دليل مسلمانان صلح‌جو كه به خليفه زكات پرداخت نمىكردند ، مرتدان واقعى و ديگر اعراب كه هنوز اسلام نياورده بودند همه آنها در زمرهء مرتدّان قرار گرفتند و مىبايست با آنها جنگيد تا همه آنها در برابر اسلام و حكومت خليفهء قريشى تسليم شوند .
هامش
( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 2 بخش 1 ، ص 572 . ( 2 ) دليل قرآنى براى رفتار با مسلمانان ياغى در متن آيه 9 سوره حجرات موجود است . « و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر به جنگ برخاستند ، ميانشان آشتى افكنيد . و اگر يك گروه بر ديگرى تعدى كرد ، با آن كه تعدى كرده است بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس از بازگشت ، ميانشان صلحى عادلانه برقرار كنيد و عدالت ورزيد كه خدا عادلان را دوست دارد . » و روشن است كه اين آيه بر قبايل « ياغى » اطلاق نمىشود .