تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
محمد صلّى اللّه عليه و آله از جانب مالك بن نويره سخت خشمگين شده و به خالد بن وليد دستور داده بود هر جا مالك بن نويره را پيدا كند او را به قتل برساند . « 1 » پيروى دقيق از اعمال ، سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در تمام زمينه‌ها براى ابو بكر خيلى دشوار بود مخصوصا رفتار با اقوام پيشين خود يعنى بنى هاشم . روشن بود كه تأسيس نظام خلافت بر مبنايى استوار با اداى حق ويژه اهل بيت محمد صلّى اللّه عليه و آله كاملا در تضاد بود ، چرا كه [ خليفه ] مىبايست مطابق احكام قرآنى ارث ، خمس و فىء را به كسانى پرداخت كند كه از سوى قرآن به عنوان اهل بيت مطرح شده بودند . راه حل ابو بكر در اين باره هم افراطى بود و هم اختراعى مطابق روايتى از عايشه وقتى فاطمه عليها السّلام و عباس ميراث پيامبر را از او طلب كردند و زمين فدك محمد صلّى اللّه عليه و آله و سهم وى را از زمين خيبر خواستند ، ابو بكر به آنها گفت : « از پيامبر خدا شنيدم كه گفت : ما ارث نمىگذاريم و هر چه از ما بماند صدقه است ، خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله فقط از اين مال مىخورند . و من كارى را كه پيامبر مىكرد تغيير نمىدهم . » « 2 » ابو بكر با اين پاسخ مسأله اهل بيت را با ترفندى بدون اينكه آبروى خود را ببرد ، حل كرد . مطابق اين پاسخ ، محمد صلّى اللّه عليه و آله نه تنها اهل بيت خود را از ارث محروم كرده بود بلكه تأييد كرده بود كه آنها در صورت نياز مىتوانند از صدقات استفاده كنند در صورتى كه خود پيامبر در حيات خود استفاده از صدقات را براى اهل بيت خود براى پاكى و طهارت آنان اكيدا حرام كرده بود . در نظر ابو بكر اهل بيت مانند ساير مسلمانان سهم خود را از صدقات مىگرفتند و روا نبود كه آنها سهم قرآنى خمس و فىء خود را بدست آورند . ابو بكر ادعا داشت كه اين مسائل را پيامبر محرمانه به او گوشزد كرده بود بدون اينكه كسى از آن اطلاع داشته باشد . او [ ابو بكر ] از اين راه مىخواست اثبات كند كه او جانشين
هامش
( 1 ) رك : لاندو - تاسيرون ، مالك بن نويره دايرة المعارف اسلام ، ( طبع دوم ) روايت نويسنده دروغ‌پرداز سيف بن عمر كه بنا بر نقل او مالك بن نويره از پيامبر دروغين ، سجاح ، حمايت كرده بود قابل اعتماد نمىباشد ، در حالى كه كايتانى آن را پذيرفته است ( تاريخ اسلام ج 2 ، بخش 1 ، ص 654 ) ، عمر و ديگران هم مشكل مىتوانستند عليه رفتار خالد درباره شخصى كه واقعا مرتد گشته شده بود اعتراض نمايند . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 1825 ؛ ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 196 - 197 روايتى كه ابن لهيعه نقل كرده كه در آن ادعا شده كه ابو بكر نخلستان اعواف كه جزو ملك پيامبر در مدينه بود به فاطمه عليها السّلام بخشيد كاملا نامعتبر است . ( ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 211 ) .